با غ خفته …

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

باغ‌های ایرانی

باغ خفته… در تعریف فضاهای تاریخی و خاص تر در مورد باغهای تاریخی،‌که باغ خود یک فضای معماری است که با نام پردیس در تاریخ و بخصوص در تاریخ ایران بسیار از آن یاد شده و پردیس همان فضای مجازی و تصور آدمی از باغهای بهشت است و مکانی نهفته از رمز و رازهای طبیعت

«باغ بازتاب حس مکان یا مکانیت است،‌چون باغ فضایی متعین به شمار می رود که تصویر کل کیهان را در خود قاب می گیرد … » باغ تلفیقی است از عناصر ملموس معماری،‌عناصر طبیعی و ذهینات و تصورات خالق باغ و در نهایت آنچه هست، طی مسیری از هیچستان تاخیالستان،‌باغهای ایرانی رویا و خیالی هستندکه در ناکجا آباد،‌ هیچستانی را تبدیل به خیالستان می کنند و این همان اصل باغ ایرانی،‌همان موجود زنده و همان فضای مجازی است. همان مکانهایی که گاه نام بوستان می‌گیرند بدلیل تنوع رایحه و گاه نام گلستان بدلیل تنوع رنگ و کاشت درختان و ‌با تغییر فصول رنگ عوض می کنند،‌گاه جریان آب و گاه سکون آن موسیقی و ترنمی است که فضا را پر می کند. و در نهایت آنچه هست هر بار با آنچه حس می شود در هم می‌آمیزد و هر بار فضایی جدید و موجودی جدید است. و این موجود زندگی می کند، نفس می کشد،‌ و حس می کند!در ایران،‌از زمانهای قدیم بناها و آثار بسیاری برجای مانده،‌ ولی گویی خلق این آثار و فضاها همگی بر پایه حسی متعلق به همان زمان بوده و هرگز هیچگونه مستند،‌نقشه،‌ مدرک و … از این آثار توسط خالق آنها ایجاد نشده و در دنباله نیز هیچ مستند‌نگاریی انجام نپذیرفته، به قولی در عرف معماری ایرانی،‌بیان معماری نداشتیم. و آنگه به یکباره مبحث مرمت آثار تاریخی و حفظ آن پیش آمد. در جای جای دنیا و در کشورهای پیشرفته و دارای میراث کهن،‌ روشهای جدید با استفاده از ابزار و تکنولوژی مدرن جهت بازبینی و بازیافت آثار خفته در دل خاک وجود دارد،‌طیفهای مختلف اشعه ایکس و دیگر شعاهای نوری قابلیت این را دارند که عوارض معماری زیر خاک را تشخیص دهندو لایه‌های مختلفی از آنها را به تصویر کشند و بر اساس اطلاعات بدست آمده و داده‌هایی این چنینی بسیاری بناها، باغها و عمارات مرمت شدند،‌ بازسازی شده و احیا می گردند. آن چنان که در privy Garden در کشور انگستان عمل شد. اما این کافی نبوده و بدین معنا نیست که تنها تکنولوژی و روشهای جدید خواهند توانست طرحها و نقشه‌ها و فضاهای اصیل را ارائه نمایند،‌بلکه علاوه بر استفاده از موارد فوق، از سونداژ و لایه برداری های باستان شناسی نیز استفاده می شده و مهمتر اینکه معماری و خلق فضا در فرهنگ اروپایی همواره با مستند‌سازی همراه بوده. چه بسیار نقشه‌بناها و مکانهایی که از قرنها پیش بر روی پوست حیوانات باقی مانده و گاه پایه اصلی مرمت آن مکان خواهند بود،‌ مستندات اروپایی دست بدست می شده و مطالعات بر اساس این مستندات بوده و هست و آنگاه که داده ها کافی می نمایند،‌ ابزار و تکنولوژی به یاری می آیند. همانگونه که در کشوری همچون ترکیه،‌با آن قدرت بالای مرمت،‌در کنار بنای عظیم ایاصوفیا هنوز برای یافتن شواهدی دقیقتر و کامل تر به سونداژ می‌پردازند،‌ نقشه‌ها بازبینی می شوند،‌لایه نگاری می شود و … تا آن زمان که واقعیت اصیل بنا با مستندات و گاه حدسیات به وحدت برسند.این چنین خفته‌ها را بیدار می کنند،‌ نه چون بی صدا و خفته است،‌پس مرده است.‌ و این بسیار متفاوت است با آنجه در ایران می گذرد. در ایران حتی اگر روشهای مدرن و تکنولوژی را داشته باشیم و بتوانیم بکار بریم، ‌مستندات را نداریم. عبارت تاریخ خفته و تاریخ مرده،‌ بنای خفته و بنای مرده و در نهایت باغ خفته و باغ مرده،‌ آن زمان معنا پیدا می کند که در گزارش باستان شناسی یا در حین حفر زمین ( چه جهت کاوش باستان شناسی و … و چه جهت ساخت و سازهای جدید)‌ بالایه‌هایی از بناها یا عوارض معماری قدیم مواجه می شویم و آن هنگام است که می توان برخوردی علمی داشت یا بر عکس. ساده‌ترین برخورد علمی،‌ روشهای باستان شناسانه معمول است که با گمانه زنی صورت می گیرد تا روشهای پیشرفته تر و استفاده از دستگاههای مجهز به طیفهای مختلف شعاع های نوری و گاه این برخوردها بسیار اتفاقی و ناگهانی بوده،‌آنچنانکه در هنگام حفر کانال دفع رطوبت در جبهه جنوبی کاخ صاحبقرانیه به پایه‌های قدیمی عمارت قدیم نیاوران برخورد کردیم. عمارتی که تنها یک عکس قدیمی دوران قاجار از جبهه جنوبی در عکس خانه کاخ گلستان از آن باقی است. ولی ما پایه‌ها، گچ‌بریها و شسکته‌ها را از دست دادیم. معدود مستند معماری باقی مانده از فضای معماری سابق در کنار کانال دفع رطوبت بخاک سپرده شد. مقصر دوران حاضر نبود، آن زمان که کاخ صاحبقرانیه فعلی سنگ قبری زیبا شد برای آن عمارت قدیم نیاوران،‌ما نبودیم!آنگاه که ذره‌ای اطلاعات از گذشته نداریم،‌ جز برخی متون،‌گاه برخی عکسهای شاید بی ربط،  و آنگاه که می خواهیم مستند سازی نماییم،  مرمت کرده،‌احیا نماییم،‌ چگونه می توان حتی چارکی خشت را از دست داد؟!تکنولوژی نداریم،‌اطلاع نداریم، مستندات نداریم، … آیا ذهن کنجکاو و نیروی خلاق کم داریم … گاه یک قدم کوچک راه گشای حل مسئله‌ای پیچیده است.معماران سنتی ما که به ید تجربه و حس و … می ساختند نه بر اساس نقشه، آنان که فضا را بر اساس نیاز لحظه خلق می کردند و با تکنولوژی همان زمان .. و حال که مامی خواهیم بسازیم از نو یامثل قدیم، چگونه می توانیم مثل قدیم برپا داریم آنگا که هیچ نداریم،‌نه نقشه‌ای مستند،‌نه مدارکی کامل و نه حس نیاز آن لحظه! وهیچ تکنولوژی نخواهد توانست کمک کافی نماید تا بنا یا فضایی قدیمی مثل قبل بازسازی شود …. شاید تنها یک نوع خواب و خیال،‌ یک نوع رویای صادقه،‌ یک نوع حس غریزی،‌ یک نوع ارتباط حسی، بتواند فضایی خلق نماید که بیانگر آن زمان باشد ولی نه با خشت و آجر آن دوران و نه با شبیه سازی،‌که آرامگاه آن بنا و آن فضا را خواهیم ساخت.روش که ما می توانیم بکار بریم تفسیر و تحلیل کمترین داده‌ها و مستندات و توسعه و تفسیر این شواهد و قرائن است. متن گم شده‌ای در دست است که می بایست با خلاقیت خودمان و نیاز این زمان بخشهای گم شده‌اش را خلق نمود. بعد از مطالعات کتابخانه‌ای که شاید بدلیل محدودیت ولی پراکندگی وقت بسیاری را صرف خود نماید،‌پس از روشهای مطالعاتی میدانی اعم از سونداژ و بررسی آثار باقی مانده، و مطالعه بر روی باغ و درختان آن،‌آب و جهت و جریان آن، باد و اثر آن،‌شیب زمین و … که در نهایت تا حد زیادی نظامهای معماری و باغ سازی را بدست می دهدو پس از مطالعات تطبیقی و مقایسه بناهای هم دوره با یک نوع کاربری خاص (باغ) که همگی شاید درصد ناچیزی از کل را بخود اختصاص دهند،‌ آن زمان است که باید حس خلق فضا را بیدار کرد. سیر وسلوکی باید!‌از ذهنیت به عینیت رسیدن! در این هیچستان چگونه از این ناکجا آباد به کجاآباد و خیالستان برسیم که لعن ونفرین هنرمندان پیشین را بر خود نخریم؟! این بنا، این باغها … هر جای نیستند که سری سازی مرمت شوند، بستر خالی نیستند که پر شوند، پراند از تهی اطلاعات و خالی‌اند از جسارت خلاقانه!در این راستا، یکسری عناصر و فضاهای معماری شاید بعنوان فضای معماری الحاقی بتوانند پایانگر این خفتگی باشند، فضاهای کمکی، فضاهای رفت و برگشتی، فضاهای اطلاع‌رسانی، گذرهایی که عمق تاریخ را نشان می دهند، …. هدف این نیست که بنای یادبودی بجای فضای خفته در دل تاریخ بر پا داریم،‌هدف این نیست که سنگ قبری جهت زنده نگهداشتن یاد آن بر پا داشت، این فضاها، این باغها نمرده‌اند،‌بلکه خفته‌اند. معدود اطلاعات کنونی بیدادگر این خفته‌هایند. زمانیکه حس نیاز لحظه برپایه اطلاع رسانی است،‌بر پایه حفظ ارزشهاست، بر پایه شناساندن تاریخ و آثار تاریخی است، خود فضای باقی مانده کنونی با حداقل دخل تصرف در آن می‌تواند با ایجاد فضایی مجازی،‌تداعی کننده فضای اصلی باشد. همانگونه که پردیس فضای مجازی است از باغهای بهشت، اکنون لابی رنت تاریخی، لوپ تاریخی، پاساژ تاریخی و … ایجاد کننده فضایی مجازی‌اند از آن پردیس مخلوق انسان.این عناصر می توانند به انواع مختلف بیان معماری فیزیکی پیدا کنند. برای مثال تخت جمشید خود یک نوع لابی رنت تاریخی است. آنگاه که میان دیوارهای باقی مانده قدم بر می داریم،‌ذهن به خلق فضا در خود می پردازد. داستانهایی که خوانده شده،‌گراورهای قدیمی دیده شده، افسانه‌ها، تاریخ و اسطوره‌ به یاری ذهن می شتابند. حال می توان این خصوصیت شخصی و انفرادی را تا حد زیادی عمومی تر نمود. پاساژها و گذرگاههایی که شاید بر شبکه قدیم بیافتند،‌می توانند خود عمل اطلاع رسانی و بیان داده‌ها و گاه استنتاج را بر عهده گیرند. لایه‌های متفاوتی که بیانگر پوسته‌ها و لایه‌های مختلف خاک و گذر زمانند، می توانند در راستاهای افقی، عمودی و … با بیانی معمارانه،‌خلق فضا نمایند. فضا چهار دیواری بسته نیست! فضا همان انعکاس نور بر آب، همان سایه روشن درختان، همان وزش باد و مهار آن در بنا و … است. گاه یک خراش و یک شکاف در دل زمین بار اطلاعاتی فراوانی داردکه می تواند به تصویر در آید، نه اینکه همچون سابق دوباره بناشود. درختی که این زمان بجای درخت قدیمی قطع شده، کاشته می شود، ‌درخت دو قرن پیش نیست،‌گاه ریشه بر جای مانده آن خیلی قویتر در بیان حس فضا عمل می نماید.این آن زمان است که با کمترین داده‌ها و همچنین محدود‌ترین تکنولوژی می توان حس فضای اصیل نه خود آن فضا  را خلق نمود. که باز هم این بیان نمی تواند برای همگی یکسان باشد، تفاوت در برداشت مستقیم آن است که می تواند فضایی سیال، ‌قابل تغییر و غیر قابل پیش بینی را خلق نماید و خود بیان دارد که من غایت و نهایت فضا نیستم!بیان ملموس آن تجربه شخصی خودم است،‌آن هنگام که باغ فرمانفرما را بعنوان پروژه دیپلم انتخاب کردم. باغی که در کلیه متون و مقالات بعنوان باقی با یک محور اصلی طراحی شده و چندین حیاط تو در تو در جبهه غربی باغ معرفی شده بود. آنگاه که برای اولین بار این باغ را از نزدیک دیدم،‌نمی دانم چرا همان حس دوران کودکی به کمکم آمد و یکباره به قرن پیش سفر کردم … آنگاه برایم مسئله‌ای حل نشده و مبهم پدید آمد،‌که اینجا مطمئناً اینگونه نبوده،‌صدای نفسی دیگر بگوشم رسید،‌محور فعلی فعال بود،‌ولی گویی آن عقبترها، زیر آن کاجهای نسبتاً جوان، زیر آن نامنظمی، موجودی دیگر خفته است. آنچه شگفت‌انگیز بود،‌ اینست که چه آسان می توان پی برد جبهه شرقی باغ نیز دارای محوری طراحی شده و مستقل بوده و… چهار باغی دیگر، محوری دیگر … بنایی دیگر … !‌قدیمی ترین عکس هوایی موجود، متعلق به سال ۱۳۳۵ پایه‌های یک بنای مخروب و سایه‌های مبهمی از چهار باغی قدیمی را به تصویر می کشد … بر اساس همین کمترین داده‌ها،‌با یک سری مطالعات تطبیقی،‌ با مشورتهای بسیار، حتی با خواندن خاطرات فرمانفرما درکتاب این سه زن که می گوید : «… در جبهه شرقی باغ بنایی بر پا شد برای همسر جدید فرمانفرما …» تا حد زیادی به اطمینان رسیدم و توانستم نظامهای باغ را پیاده نمایم. بدین‌سان باغ فرمانیه برای من هویتی جدید یافت‌‌: باغی ذوزنقه‌ای شکل با کشیدگی شمالی-جنوبی که محور اصلی آن بر خلاف اکثر باغهای ایرانی بر روی محور اصلی کوشک و بنا نیست،‌بلکه ارتباط دهنده دو دروازه شمالی و جنوبی باغ است،‌این محور نقش مقسم باغ را بر عهده دارد که مستطیل اصلی باغ بر اساس این محور به تعادل می رسد،‌و با یک محور شرقی ویک محور غربی معنا پیدا می کند. محور غربی با کوشک اصلی در شمال شروع شده و محور آب و گذرگاه به سمت جنوب امتداد می‌یابد و محور شرقی ناپیدا، محوری است در چهار باغ که در نهایت در جنوب باغ به بنای قدیمی می رسد و بخش نامتقارن ذوزنقه باقیمانده، بصورت چندین حیاط اندر حیاط،‌باغ را از سمت غربی محصور می نماید. در زیر به اختصار به بیان نظامهای یافته شده در باغ اشاره می شود،‌که بر اساس عکسهای هوایی، مستندات و تجربیات حاصل گشته :‌

۱- نظام فضایی : این نظام شامل بررسی عوامل زیر است :الف)‌رابطه باغ با فضای بیرونی :‌ارتباط فیزیکی بین فضای داخلی وخارجی باغ از طریق دو دروازه شمالی و جنوبی برقرار است. از آنجا که این باغ جهت سکونت افراد خانواده مد نظر گرفته شده بود، طراحی آن تا حد زیادی درونگرا است. ب) محور ورودی :‌این محور یک محور شمالی- جنوبی در امتداد دو دروازه باغ است،‌و روی این محور که محور اصلی است، هیچ بنا یا عنصر محدود کننده‌ای وجود ندارد. پ) سردر ورودی :‌ دو ورودی شمالی و جنوبی همراه با ساختمانهای نگهبانی در دوطرف آن،‌که احتمال تغییر فرم در آنها زیاد است. ت) چشم انداز باغ‌:‌در بدو ورود با قرارگیری روی محور اصلی، که دو طرف آن دیواره‌ای از درختان وجود دارد،‌تا حد زیادی می توان به درونگرا بودن با غ پی برد،‌از طرفی محورهای فرعی وجود دارند که هدایتگر به سمت دو محور اصلی درجه دو می باشند. در اصل باغ ومحور های طراحی شده و پرسپکتیو‌های این فضا را از روی این دو محور می توان حس نمود. ث) ایجاد تخت ها در باغ : بر اساس شیب باغ می توان چهار صفه در باغ‌ مشاهده نمود،‌یکی صفه ورودی شمالی که نوع طراحی آن،‌کجی این بخش از باغ را از بین برده و دیگری سه صفه طراحی شده ساختمانها و حوضها. ج) حصارهای باغ : حصار اصلی باغ همان دیوار قدیمی است، از طرفی بدلیل باغ اندر باغ بودن یکسری حصار بصورت دیوار، رواق، ردیف درختان و … نیز مشاهده می شود. چ) تقسیم بندی باغچه‌ها :‌ بدین صورت می توان دسته بندی نمود؛ باغچه تصحیح کننده هندسی در بدو ورود، باغچه‌های اطراف محورهای اصلی و نیز باغچه‌های حیاط اندر حیاط‌ها و بعلاوه یک باغ میوه کوچک در قسمت غربی.۲- نظام هندسی : الف) ابعاد و تناسبات :‌ هندسه اصلی باغ بدون در نظر گرفتن اصلاح هندسی در سمتهای شمال و غرب، مستطیلی است با نسبت تقریبی یک به دو،‌که تعادل هندسی آن بصورت تقارن ضربدری حاصل گشته است. ب) محورهای اصلی و فرعی : این محورها بصورت شمالی- جنوبی و غربی- شرقی، باغ را بصورت متقارن بخش‌بندی و تجزیه می کنند. بنوعی از کل به جز رسیدن و از جز به کل رسیدن است. ج)‌نظم گیاهی :‌ بسیار مخدوش شده!د) عناصر اصلی باغ‌: عبارتند از بناها و کوشک ها، محورهای آب،‌گذرها، حوضها،‌گیاهان و …

۳- نظام معماری :‌نظام معماری در دنباله نظام فضایی و هندسی بوده و نمی توان منکر رابطه مستقیم این سه نظام با هم بود. نظام معماری در ادامه دو نظام مذکور وارد جزئیات و طراحی و محل قرار گیری عناصر معمارانه باغ شده و در نهایت فرم باغ را معرفی می نماید. در این نظام موارد زیر تجزیه و تحلیل می‌شوند‌:‌حصار باغ، رابطه محورها و بناها،‌نقش آب و گیاهان، جانمایی سردرها، حوضهای اصلی و مسیرهای جریان آب.

۴- نظام کاربری ها :باغ فرمانفرما بعنوان یک باغ ییلاقی در زمان قاجار شکل گرفته و کلیه کاربریهای آن در جهت تأمین یک فضای ییلاقی و در عین حال جوابگو نسبت به نیازهای اداری وخدماتی آن زمان کنار هم قرار گرفته است.

۵- نظام آبیاری :‌ در این نظام نحوه شیب بندی و کرت بندی زمین، قناتها و … مورد بحث قرار می گیرد. در کنار بررسی تمام این نظامها که هر کدام لایه‌‌ای برای خود تعریف می کنند و انطباق این لایه‌ها، باغ اصلی را شکل می دهند (البته چنانچه تمامی این لایه‌ها دقیق و منطبق بر طرح اولیه باغ باشد)، باغ در گذر تاریخ برخود یکسری تغییرات و تحولات زمانی دیده، که این تحولات تبدیل به یکسری لایه‌های مختلف می شود، که انطباق این لایه‌ها بر هم، خود شکل دهنده،‌ کل معماری باغ در گذر تاریخ خواهد بود.بامشورتهایی که انجام شد، این نتیجه حاصل گشت، که با سونداژ و لایه برداری و روشهای پیگردی می توان بسیاری از پایه‌ها و دیوارهای بنای قدیمی را بازیافت. آن زمان برای اولین بار لابی‌رنت تاریخی معنا پیدا کرد، خطوط باغ قدیمی که اکنون محو شده،‌محور، ‌کرت بندی‌ها و مسیرهای فرعی تجسم اولیه نوعی گذرگاه تاریخی بود،‌که هدایتگر انسان به سوی آن لابی رنت است. نیاز روز این باغ،‌خلق فضایی فرهنگی است،‌که شاید بدلیل کاربری خاص آن بهترین بستر برای تجلی تئوری بیان شده مذکور باشد. مرکز فرهنگی که محل تبادل فرهنگی است، که شاید بدلیل کاربری خاص آن بهترین بستر برای تجلی تئوری بیان شده مذکور باشد. مرکز فرهنگی که محل تبادل فرهنگهاست، محل نمایش تاریخ، گالری‌ها و … و موزه و … تماشاگه تاریخ،‌چه خوب می تواند بیانگر عناصر معماری چون پاساژ تاریخی، لابی رنت تاریخی و … باشد. در بیان تئوری این فضاها و تلفیق و تبدیل آن به فضایی ملموس و معمارانه به تضاد برخورد نمودم،‌تضادی که از بکارگیری تکنولوژی و بود و نبود آن در ایران حاصل شد و آنگاه این نتیجه حاصل می شود که سنت در تضاد با تکنولوژی نیست. سنت هم تکنولوژی خود را داشته و تحت تأثیر زمان خود بوده. اصلاً‌امکان‌دارد بی تکنولوژی به خلق رسید؟‌ولی خلق با پیشرفت تکنولوژی تغییر می کند و تکنولوژی بر اثر نیاز خلق کردن پیش می رود. لوپها و مسیرهایی که گاه بصورت مجازی روند و سیر تحول بنا را به تصویر می کشند و اینان گاه شاید با مصالح دوران تاریخی بنا و گاه به مدد تکنولوژی حاضر سربرآرند لابی‌رنتهایی که بیانگر همان تسلسل عدم اطلاع رسانی،‌عدم توجه و … اند. لابی‌رنتهایی که با دیوارهای شکسته و فروریخته‌ای تعریف می‌شوند که فضایی مجازی بر اساس تصور آدمی ایجاد می‌نمایند. آیا حس همه ما از قدم زدن میان ستونها و سرستونهای پرسپولیس،از آن باغهای سرسبز اطراف، پاسارگاد، یا باغهای معلق بابل و … یکسان است؟! و باغ معنا پیدا می‌کند با چند عصر اصلی،‌محور، کرت‌بندی‌ها، کوشک،‌مسیرهای آب، فضاهای تهی و صلب و دیوار و … آیا چیدمان این عناصر بر اساس قانون باغ سازی ایرانی قدیمی، همان باغ اصیل را بدست خواهد داد؟ و اینچنین داستان زندگی این فضاها، باغها و کوشکها را از بدو رویش تا زمان بیداری حاضر توانستم در این شعر (؟) بیابم :‌«بسیار باغهای کیهانی در سن سقف رسیدند وسقف ماندند و سقف که طاعتی معلق از سقفهای دیگر میکردآنقدر ساقه‌های عجیب فرو می ریخت که چشمهای من از گل سر می رفت حالا که دودهای آفاق در بین ساقه‌های دشوار  از سقف رسم آینه کردند با دود هام چشم نمی ماند دیگر خشک با چشمهام خشم نمی ماند دیگر سقف.»همتی باید …

سیر تحول باغ ایرانی،در گذر زمان

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

سیر تحول باغ ایرانی ؛باغ ایرانی در گذر زمان مقاله حاضر، ضمن بررسی لغوی کلمه ” باغ ” و زمینه‎های پیدایش آن ، سیر تحول باغ ایرانی را در گذر زمان،

 در دوره‎های گوناگون تاریخ معماری ایران از باستان تا اسلام و پس از اسلام مورد بررسی قرار می‎دهد و در هر دوره تاریخ معماری ایرانی، نمونه‎هایی از باغسازی آن دوران به همراه سیر تحول باغسازی معرفی می‎گردد.  واژه باغ در گذر زمان : بطوری که از نوشته های مورخان یونانی بدست می آید نزدیک به ۳۰۰۰ سال پیش، پیرامون خانه‎های بیشتر ایرانیان را باغها احاطه کرده بودند و واژه پردیس به همان باغهای پیرامون خانه‎ها گفته می‏شده است. این شیوه بعداً برای سایر ملل نیز سرمشق شده و بدنبال آن این واژه فارسی به دوردستها رفته است. بطوری که امروزه در زبانهای یونانی و فرانسوی و سامی و دیگر زبانها نیز با تغییرات و دگرگونیهایی بکار برده می‎شود. علامه علی اکبر دهخدا درباره معنی واژه پردیس می‎نویسد: ” پردیس لغتی است مأخوذ از زبان مادی (پارادئزا) به معنی باغ و بستان و از همین لغت است پالیز فارسی و فردوس (معرب ) “این واژه که در اوستا دوبار بکار برده شده از دو جزء ترکیب یافته ، یکی Pairi به معنی پیرامون و دیگری Daeza به معنی انباشتن و دیوارکشیدن بوده است که بر روی هم به معنای درختکاری و گلکاری پیرامون ساختمان می‎باشد. این واژه در پهلوی پالیز شده و در فارسی دری هم بکار رفته است. در دوره هخامنشیان و بعد از آن در سرتاسر سرزمین ایران تعداد بیشماری باغهای بزرگ و باشکوه وجود داشته، این گونه باغها که در یونان آن روز وجود نداشت مردم آن سامان و دیگر کشورها را جالب نظر آمده وهمان واژه فارسی را نیز بکار بردند. امروزه این واژه در زبان یونانی بصورت Paradeisos به معنی باغ، و در زبان فرانسه بصورت Paradis و در زبان انگلیسی بصورت Paradise به معنی بهشت بکار برده می‎شود . نام دیگر این فضای سرسبز و دل‎انگیز “باغ” است. باغ هم واژه‎ای فارسی است که در پهلوی و سغدی نیز به همین شکل Bagh بکار برده می‎شود. برخی باغ را مشترک در فارسی و تازی می‎دانند و بعضی نیز برآنند که این واژه در اصل تازی بوده و جمع آن را “بیغان” می‎آورند، حال آنکه این واژه قطعاً فارسی است و از فارسی به دیگر زبانها رفته است.ایرانیها از قدیم الایام به ساختن باغها و باغچه در حیاطها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشته‎‎اند . شاید خاطره میهن اصلی و خاستگاه قوم آریا منشأ این علاقه بوده است. آنها باغچه‎هایی را که در اطراف بنا می‎ساختند ” په اره دئسه ” می‎نامیدند که به معنای پیرامون دژ یا “دیس” بود. “دیس” یعنی بنا و کسی را که دیس می‎ساخت “دیسا” یعنی بنا می‎نامیدند. فرمانروایان شهرهای داخل ایران یا شهرهای قلمرو شاهنشاهی ایران در خارج ، همه ملزم به ساختن چنین باغچه‎هایی بوده‎اند. مثلاً یکی از این ” په اره دئسه‎ها ” یا پردیسها در تخت جمشید بود که خشایارشاه در هنگام برشمردن نام بناهایی که ساخته ، از آن یاد کرده است. واژه پردیس به معنای بهشت در زبان عربی به فردوس و در زبانهای دیگر به پارادایز تبدیل شده است. خود بهشت یا ” وهشت ” به معنای بهترین زندگی است و این بهشت به شکل باغی سرسبز و خرم و زیبا مجسم می‎شده است. ما برای این مفهوم واژه‎های جنت، فردوس، بهشت یا رضوان را بکار می‎بریم. در فارسی قدیم واژه پالیز هم به همین معنا بوده است. چنانکه فردوسی گفته است:‌ “وز آنجا به پالیز بنهاد روی” . در بهشت کوثر هست و درختان و گلها و جویبارها، و در باغ نیز آب روان خوش و گلهای زیبا و درختهایی که می توان در سایه آنها آرمید و این همه محصور در دیواری که مانع ورود جهنمیان به آن شود. آیین و کیش قدیم ایرانیان به کشاورزی و باغسازی اهمیت خاصی داده و آن را ستایش نموده است، چنانکه در وندیداد (فرگرد سوم- فقره ۳۳) می خوانیم که زرتشت به اهورا می‎گوید: “ای آفریننده جهان مادی، چهارمین کسی که زمین را به منتهی درجه وجد آورد کیست؟” اهورامزدا پاسخ می‎دهد :‌ ” آنکس که بیشترین مقدار گندم کشت کند و بیشترین سبزیها بکارد و بیشترین درختها بنشاند. کسی که زمین خشک را آب دهد و زمین خیس (باتلاق) را بخشکاند و زیر کشت برد.” در کتاب فارسنامه ابن بلخی که بین سالهای پانصد تا پانصد و ده هجری قمری تألیف شده سلسله‎های پیش از اسلام را بنا به روایت قدیم چهار سلسله بنام پیشدادیان ، کیانیان ، اشکانیان و ساسانیان برشمرده است. مؤلف این کتاب منوچهر پسر میشخوریار را که هفتمین پادشاه پیشدادی است نخستین کسی می‎داند که در جهان به احداث باغ و بوستان پرداخته و می‎نویسد: ” آثار او آن است کی اول کسی که باغ ساخت او بود و ریاحین گوناگون کی بر کوهسارها و دشتها رسته بود جمع کرد و بکشت و فرمود تا چهار دیوار گرد آن در کشیدند و آن را بوستان نام کرد، یعنی معدن بویها.” مفهوم معمارانه باغ بازتاب حس مکان یا مکانیت است چون باغ فضای متعین به شمار می‎رود که تصویر کل کیهان را در خود به قاب می‎گیرد. این مفهوم که پرورنده انتظام و هماهنگی است می‎تواند از راه عدد ،‌ هندسه ، رنگ و ماده به حیطه حواس درآید، در عین حال نظرعقل را به ذات ، به ساحت باطنی مستقر در فضای مثبت معطوف دارد. باغ ، در حد مظهری از صورت مرکز گریز عالم کبیر یا ظاهر ، و حیاط ، در حد مظهری از صوت مرکز گرای عالم صغیر یا باطن ، جنبه‎هایی از مکان به شمار می‎آیند که متقابلاً مکمل و در نتیجه کامل کننده یکدیگرند. • باغ در گذر دوره‎های معماری ایرانی :‌با اینکه بر اثر حملات و تاخت و تازهای اقوام مختلف به سرزمین ایران بسیاری از مدارک و آثاری که نشان دهنده پیشینه درخشان و طولانی قوم ایرانی در کشاورزی و باغ سازی و گل آرایی بوده از بین رفته ، باز هم برای شناخت درختها و بوته ها که در هر دوره در باغهای مناطق گوناگون کشور، کاشته می‎شده رساله‎ها وکتب معتبری بر جای مانده است که هر یک سندی ارزشمند وگرانبها در این مورد است. باغ ایرانی در دوران باستان؛ دوره پارسها و پارتها : در ایران باستان به گل ” اسپرم ” یا ” اسپرغم ” می‎گفته اند و در آثار سده‎های نخستین هجری نیز این نام بسیار به کار رفته است. اقوامی که در سرزمین ایران می‎زیسته‎اند از دوران باستان گونه‎های بسیاری از درختان وگلها و سبزه‎ها را می‎شناخته و با گل پیوندی پایدار داشته‎اند و بزرگداشت نوروز که خود جشن پیشباز آمدن بهار و گل و سبزه است نشانگر آن است . جشن نوروز که از زمانهای دیرین به مناسبت بازگشت آفتاب به نقطه اعتدال و پیروزی گرما بر سرمای زمستان در سرزمین کهنسال ما برگزار می‎شده و در این زمان هم در سرتاسر فلات ایران با شکوه تمام برقرار است در اواخر دوره‎ای که به نام جمشید از آن یاد می‎شود بنیان گرفته و زمان پیدایش آن به حدود ۱۰۰۰۰ سال قبل می‎رسد. این جشن درواقع جشن روئیدن گل و گیاه است و گرامی داشتن گل و بزرگداشت نوروز با هم ‎بستگی دیرینه دارند. ایرانیان بر سفره ای که در نوروز می‎گسترده‎اند گل می‎نهاده‎اند. نقوش مربوط به گل وگیاه و آب در اولیه ترین آثار مکشوفه بویژه در ظروف سفالی قرنهای کهن خبر از اهمیت حضور آنها در زندگی انسانها در استقرارهای اولیه دارند. نقوش برجسته متعلق به کاخ آشوربنیپال پادشاه آشور بین سالهای ۶۶۹ و ۶۳۰ قبل از میلاد کشف شده و در نینوا – موجود در موزه بریتانیا – و حبر باغهای معلق بابل اهمیت باغ در ساختار شعرهای کهن را می‏رسانند. باغهای معلق بابل که به وسیله بخت النصر برای همسر ایرانی وی، دختر فرمانروای ماد، احداث شده‏اند بر طبق اصول طرح پارادیس ایجاد گردیده، بطوری که از نظمی خاص و الگویی مناسب برخوردار و تا زمان اسکندر هم به جای مانده بوده است. پردیس اخیراً کشف شده از پاسارگاد که احتمالاً اولین طرح اجرا شده از ” باغ اندر باغ” عظیم شهر – پایتخت ناتمام کورش بوده و نیز وصف پردیس کورش جوان در شهر ساتراپ نشین غرب ایران که گزنفون نقل می‎‎کند، دیگر نمونه‎هایی کافی برای نمایش ولو نه خیلی روشن از رابطه ساختار باغ و شهر در شهرهای طراحی شده هخامنشیان می‎باشد، بدون جهت نبود که یونانیان هخامنشیان را بزرگترین باغسازان جهان می‎دانند. بر روی سفالهای بدست آمده از شوش و تخت جمشید نقش استخر آب و باغ و تک درختها دیده می‎شود. نقوش سنگی برجسته درختان سرو و کاج و نخل بر روی دیوارهای تخت جمشید نیز نمایانگر فراوانی این نوع درختان در باغهای آن دوره و احترامی است که مردم برایدرخت وسبزه قائل بوده اند. سابقه پردیسهای ایران به قرن چهار و نیم میلادی برمی‎گردد. این عنوان بر باغهایی اطلاق می‎شده که برای تفریح عموم احداث می‎گردید. واژه پردیس ریشه سانسکریت داشته و به مفهوم بهشت است که در متون انگلیسی همان واژه سانسکریت یعنی ” Paradis ” بکار برده می‎شده، و در تورات از پردیسهای ایران باستان صحبت رفته است. سپاهیان عصر باستان در سفرهای جنگلی که از راههای پارس- چین و باختر عبور کرده اند در سفرنامه های جنگلی خود از اینکه ایرانیان در دل بیابان بهشتهای زمینی آفریده اند با تحسین یاد کرده اند. سنگ نگاره های هخامنشی نشانگر روشن نظم هندسی باغهای ایرانی هستند و درختان راست قامت و موزون نقش برجسته‎ها ، که از نظم نظامی و لشکری سبق می‎برند، همریشگی و همسانی پلانهای باغ و بنا را بیانگرند. با انقراض سلسله هخامنشی ، ترکیب هندسی سرراست است و باغراهها عمود بر هم ، کرتها چهارگوش مستقل که هیچیک پس مانده کرتی دیگر نیست. باغها درکرت بندیهای دقیقی سامان گرفت و سراسر قرینه سازی شد، چون که طرح آن پیشاپیش در ایران روزگار هخامنشی (۳۰۰-۵۰۰ ق.م) توسعه جانانه یافته بود. با پردیسهای ساسانی (۶۰۰-۲۰۰ م) ، باغ نقشه‎ای باشکوه به خود گرفت که طرحهای مندل‎وار و کوشکهایی در ملتقای چهار خیابان داشت. (طرح پارک یا “چارباغ” ساسانی بصورت چلیپایی بود که قصر حاکم در مرکزش قرار داشت. عین همین طرح را می‎توان در ظروف سفالی هخامنشی مشاهده کرد که نماد تربیعات چهارگانه عالمند.) آفریده های کوچک اندازه ایرانیان باستان، چون قالی بهارنمای افسانه‎یی خسروپرویز و ساختمان کوشک‎سان تخت طاقدیس، واقع میان یک درختزار، همچنین تکرار نماد درخت مقدس و نقشمایه و بشنین در آرایشهای دیواری بناهای تاریخی هخامنشی، اشکانی و ساسانی ، ابقاگر تصور باغ و تعلق آدمی به طبیعت بود.برای دستیابی به ویژگیها و نامهای درختان وگلهای معمول در باغهای قدیم ایرانی، گذاری به دوره استقرار حکومت ساسانیان در ایران داریم. درباره گلهای باغهای ایرانی در دوره ساسانیان آقای فریدون جنیدی می‎نویسد: در میان فنونی که به زبان پهلوی از دوران باستان بر جای مانده است رساله کوچکی است به نام خسرو کواتان و ریدکی به معنی خسرو فرزند قباد، خسرو انوشیروان و پسر نوجوان که در گفتگویی میان این دو از ۲۲ نوع اسپرم خوشبو نام برده شده است. احداث چهار باغهای معروف ایران که در زمان ساسانیان متداول گردید در واقع نوع تکامل یافته پردیس محسوب می‎گردد. باغ ایرانی در دوران اسلام : طرح باغهای ایرانی و ساختمانهای آن غالباً آمیزه ای از سبک معماری و باغ سازی پیش از اسلام و شیوه معماری سده‎های بعد که ویژگی های کلی معماری ایرانی را داراست و با نام معماری اسلامی شناخته می‎شود و برخی تأثیراتی که از معماری و باغسازی کشورهای دیگر پذیرفته می‎باشد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که معماری و چگونگی خیابان بندی و درخت کاری و گلکاری باغهای ایرانی در دوره اسلامی تأثیر چندانی از اعراب مهاجر به ایران نداشته است بلکه همراه با گسترش نفوذ نیروهای اسلامی، این هنر ایرانی تا سرزمینهای دوردست هم نفوذ یافته و از شبه قاره هند تا سرزمین اسپانیا کشیده شده است. در دوره اسلامی نیز ایجاد باغها و درختزارها همچنان مورد علاقه ساکنان این سرزمین کهن بوده و علاوه بر باغهای بزرگ و با شکوه بیرون شهرها، تا چندین سده پدیده باغسازی در درون و پیرامون شهرها خاص این سرزمین بوده است. شهرهای کهنسال ایران از زمانهای بسیار دور طبیعت گرایی را می‏شناخته‏اند. باغ فین‎ کاشان یادگار دوران آل بویه و ایلخانی، و باغ تخت شیراز به جای مانده از قرن ۵ هجری نمونه هایی ماندگار هستند. باید اذعان نمود که بالاخره این شیوه‎ها از سرزمینهای شرقی بوسیله افرادی که از سایر نواحی به مشرق زمین سفر نموده اند و با خصوصیات برتر زندگی مردم آن آشنا می‎شده اند به کشورهای اروپایی شناسانده شده است. ویل دورانت در تاریخ تمدن (عصر ایمان) می‎نویسد ک باغ به سبک ایرانی مورد تقلید سایر ملل نیز قرار گرفته و هم در بین مسلمین و اعراب و هم در هندوستان رواج یافته است و در قرون وسطی موجب الهام اروپاییان گردیده است. با گسترش اسلام، باغسازی ایرانی نزد مردم نقاطی که پذیرای اسلام شدند رسوخ کرد. به ویژه کشورهایی که اسلام بواسطه ایران بدانجا راه یافت و سرزمینهایی که در حوزه مکتب هنر و معماری اسلامی ایران بودند. در اروپا از باغهای زیبای اندلسی ” الحمراء ” را می‎توان نام برد و در آسیا باغهای بابری کشمیر را که در شمار نامدارترین باغهای دوران اسلامی هستند. باغ و حیاط ، مکمل فلات گرم و کم آب ایران، اهمیت خود را در عصر اسلام در حدّ صوری تصوری از فردوس حفظ می‎کنند. باغ مطابق یکی از نقشمایه‎های مذهبی ایران باستان بود؛ نمایشگر حیطه درخت آجین که کوشکی مرکزی را در میان می‎گرفت.هشت بهشت صفوی نه تنها در نقشه سراسری اش بلکه در همان طرح کوشک مرکزی‎اش بی اغراق آفریننده بهشتی پویاست.گسترش زیرکانه از مقوله بازپیوندی غایی آدمی به مبدأ ” جمع” از طریق مواجهه اش با طبیعت است.باغ گسترده هر قدر هم که از حیث نماد پروری پر مایه باشد. جنبه تجملی سنگینی دارد که احداثش در فضای شهری جز از عهده معدودی بر نمی‎آید. اینجاست که طرح حیاط به موازات طرح باغ گسترده قرار می‎گیرد. دوران هخامنشی نمونه‎های فراوانی ازخانه‎های حیاط دار بدست می‎دهد. در حالیکه کاخ اشکانی آشور و کاخهای ساسانی فیروزآباد و سروستان نمایشگر نوع بسیار پرتکلفی از حیاط سازی اند. – دوره صفویه :سالهای بعد از حمله مغول تا استقرار حکومت صفویه هرچند که دوره تسلط اقوام بیگانه برسرزمین ما و مبارزات پراکنده مردم با این فرادستان و ایجاد حکومتهای ملوک الطوایفی وکوچک است ، با اینحال کم و بیش در آثار علمی و ادبی و تاریخی نشانه های حاکی از اشتیاق مردم به باغسازی و پرورش درخت و گل دیده می‎شود و از آن جمله آثار مینیاتوری، ونقاشی های هنرمندان دوره جانشینان تیمور که غالباً باغهای آن زمان را به تصویر کشیده اند قابل توجه است.در دوره حکومت صفویه که مجدداً رفاه و آرامش نسبی در کشور برقرار گردیده احداث باغ و پرورش گل رونق فراوان یافته است. یکی از منابع گرانبها برای شناخت درختان و گلهای باغهای ایرانی در دوره صفویه کتاب ارشاد الزراعه تألیف قاسم بن یوسف ابونصر هروی است که در سال ۹۳۱ هـ . تألیف شده است. همچنین برای دستیابی به چگونگی و نام درختان و گلهای باغهای ایران در دوره صفویه منظومه های دوحه الازهار و روضه الصفات نیز دو سند گرانبهاست . عبدی بیگ شیرازی این دو منظومه را در دوره پادشاهی شاه تهماسب صفوی سروده و در آن چگونگی عمارت و باغ هشت بهشت قزوین را توصیف نموده است. یکی دیگر از متون به جای مانده از دوره صفویه که چگونگی باغسازی و انواع درختان و گلهای باغهای آن دوره را نشان می دهد منظومه رمز الریاحین است . این رساله سروده محمد هادی فرزند میرزا حبیب کاشانی مشهور به شیخ‎رمزی است که در عهد شاه عباس دوم شروع کرده و در سال ۱۰۸۹ یعنی در دوره پادشاهی شاه سلیمان به اتمام رسانده است. چهار باغها نیز به نوبه خود در طی تاریخ شکل بهتری یافتند. هشت بهشت اصفهان که در زمان شاه سلیمان در یکی از این چهار باغها بنا شده نمونه پیشرفت امر طراحی بین ایرانیان است . خیابان چهار باغ اصفهان در زمان صفویان ساخته شد. باغهای مشهور چهار باغ چنین بوده اند: باغ تخت ، باغ کاج ، بابا امیر،‌ توپخانه ، نسترن، بلبل ، فتح آباد، گلدسته، کاووس خانه و پهلوان . از دیگر باغهای دوران صفویه می‎توان به باغهای زیر اشاره کرد: باغ عباس آباد کاشان ، باغ تاج آباد نطنز ، باغ صفوی و باغ خلوت بهشهر ، باغ سعادت آباد قزوین، و دیگر باغهای کاخهای پادشاهان صفوی . – دوره زندیه :انواع درختان و گلهای باغهای دوره زندیه تقریباً مشابه دوره صفویه است و توصیف باغ نظر شیراز در کتابی خطی به نام تاریخ زندیه نشان می دهد که درختان گوناگون و گلها باغهای آن دوره را می‎پوشانیده است. در زمان کریم خان ، بیشتر باغهای به جای مانده از پیش بازسازی شدند، مانند باغهای دلگشا، گلشن، نظر و جهان نما. باغ نظر پیش از کریمخان ساخته شده و در مرکز شهر در محله درب شازده و نزدیک بازار وکیل جای دارد و چون پایگاه فرمانروای شهر بوده آن را باغ حکومتی نیز می‎نامیدند. کریمخان در زمان خود در این باغ گلکاری و خیابان کشی نو کرد و چند ساختمان به آن افزود. از همین رو او را بنیان کننده باغ می‎دانند. این باغ در زمان قاجاریان یکی از بهترین باغهای شیراز بوده است. از دیگر باغهای دوره زندیه می‏توان به باغهای زیر اشاره نمود:باغ گلشن طبس ، باغ هفت تن شیراز ، باغ دولت آباد یزد. – دوره قاجاریه :‌درختان و گلهای معمول در باغهای دوره قاجاریه تقریباً همانند دوره معاصر است. از دوره قاجاریه کتابی خطی به نام مفاتیح الارزاق تألیف یوسف نوری منشی در دست است که سند معتبری درباره کشاورزی و باغسازی آن دوره محسوب می‎گردد. درختکاری و گلکاری باغها در اوایل دوره قاجاریه هنوز غالباً به شیوه قدیم ایرانی بوده است ولی به تدریج گلکاری فرنگی بویژه در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه رایج گردیده و گلکاران و باغبانان فرنگی هم به ایران آمده و شیوه گلکاری غربی را با خود آورده اند. کتاب المآثر و الآثار تألیف محمدحسن خان اعتماد السلطنه یکی از منابع دوره قاجاریه است که در آن تعداد زیادی گلهای باغهای آن دوره معرفی شده است. تعدادی از باغهای این دوره عبارتند از :باغ عفیف آباد و باغ دلگشا و باغ نارنجستان و باغ ارم و باغ منشی باشی و باغ سالاری و باغ ایلخانی و باغ خلیلی شیراز، باغ نشاط لار ، باغ شاهزاده و باغ هرندی کرمان، باغ سردار محتشم رشت، باغ چهلستون بهشهر ، باغ معین و باغ میرزا عباس بمی و باغ عبدالرحیم خان یزد، باغ گلستان و باغ لاله‎زار تهران.در یک قرن اخیر ، فرهنگ و معماری و باغسازی ما به راه انحطاط افتاد و باغهای معاصر ایرانی، دستخوش بی‎هویتی و اغتشاش گردید. در تهران باغ فرح‎آباد نمونه نزدیک و گویایی است از شروع انحطاط . اگر چه هنوز برخی از باغهای به جای مانده از گذار تاریخ، استوار و پابرجا هستند اما امروز تنها خاطره باغ‎سازی ایرانی است که در دل ما مانده است:‌در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست.

خودروهای جدید الکتریکی باید تولید صدا کنند

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

براساس قانون جدید اتحادیه اروپا، از این پس خودروهای الکتریکی جدید باید مجهز به وسیله‌ای برای تولید صدا باشند.

این قانون قراراست دوشنبه اول ژوئیه به مورد اجرا گذاشته شود.

این قانون در پی ایجاد نگرانی‌هایی برای افرادی که از نظربینایی دچار مشکل هستند، اجرایی می‌شود.

گفته شده چنین خودروهایی جان عابرانی را که از نظر بینایی مشکل دارند، به خطر می‌اندازد به این دلیل که بسیار کم صدا بوده و عابران صدای نزدیک شدن آن‌ها را نمی‌شنوند.

درانواع جدید این خودروهای الکتریکی باید وسیله‌ای تعبیه شود که بتواند صدایی مثل صدای موتو‌رهای قدیمی ایجاد کند.

سیستم هشدار دهنده صوتی خودرو باید در زمان دنده عقب و یا زمانی که اتومبیل با سرعت ۱۹ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند، تولید صدا کند.

سازمان خیریه سگ‌های راهنما که در مورد کم صدا بودن این خودروها شکایت کرده از این تغییراتی که در اتومبیل‌های الکتریکی داده می‌شود، استقبال کرده، اما در عین حال گفته که خودروهای الکتریکی باید در تمامی سرعت‌ها، صدا تولید کنند.

 

مایکل الیس، وزیر راه بریتانیا، گفته دولت خواستار آن است که همه از مزایای حمل و نقل سبز برخوردار شوند. او همچنین افزوده که نگرانی افرادی را که از نظر بینایی مشکل دارند، درک می‌کند.

از سال ۲۰۲۱ تمامی اتومبیل‌های الکتریکی باید به سیستم هشداردهنده صوتی مجهز باشند و این تنها شامل مدل‌های جدید این نوع خودرو نمی‌شود.

تا سال ۲۰۴۰، دولت بریتانیا اعلام کرده که طرح‌هایی را برای ممنوع کردن فروش خودروهای بنزینی و دیزلی به مورد اجرا می‌گذارد.

انسان ، طبیعت ، تکنولوژی

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

تاجر و باغ زیبا

در دست یابی به توسعه پایدار وفن آوری در باغسازی و کشاورزی با برگشت به طبیعت این میراث طبیعی فرهنگی و حفظ وحدت در تمامی جنبه های اجتماعی _ اقتصادی _ سیاسی و اقلیمی با اتکاء بر جهان بینی عرفانی _ اسلامی در پرتو رد یابی حقیقت جوهره بینش اسلامی به ارزشهای معنوی طبیعت (تکنولوژی طبیعت) در ساخت و بهره برداری معقول از فن آوری روز در جهت حفظ نظام ارزشهای مادی و معنوی و روشهای سنتی کشاورزی و باغداری با هویت فرهنگی ایرانی در معماری و طراحی شهری در پاسخ به بقاء و پالایش محیط زیست بشری . بانگاهی اجمالی به بحران زیست محیطی و رفع تنگناهای ایجاد شده جهت تعادل بخشیدن به حیات انسانها می توان به راه حلهایی مختلف در نحوه برخورد تعاملی و همسویی انسان با طبیعت و تکنولوژی در سایه پدیده باغسازی ایرانی نزدیک شدن به ایده آرمانشهر قرآنی نه تسلط و تجانس تحمیلی تکنولوژی بر طبیعت ( جنگل زدایی _ نابودی مراتع با ناهماهنگی های رفتاری ) با انسان و فرهنگ دست یافت .از نیرو باید با تفکری نو در تغییر جهت اقتصاد _ کاربری شهر ایرانی در سده اخیر به سمت عمران و آبادانی مبادلات اقتصاد سنتی _ تولید و عرضه محصولات کشاورزی با حمایت از موجودیت گستره منابع فضای سبز به نوع پیوند و وسعت باغها و مراتع کشاورزی توجه داشت. دراین راستا با تعاملی در شهرسازی گذشته و حال و آینده کشور در چهار چوب نظام ، کالبد ، عملکرد اهداف در دو محور اصلی مورد بحث قرار گرفت :

محور اول : رابطه کالبد و عملکرد ، به بررسی بازتابهای فضای کالبد شهر ، شیوه های موزون کاربری تکنولوژی منابع طبیعی در بهره گیری از ظرفیتهای پتانسیل منطقه تهران در باغسازی و کشاورزی و شناسایی و شناساندن در ریشه یابی ( ارزیابی ) چگونگیهای شکل گیری بحران زیست محیطی و جدائی انسان از طبیعت در گذشته و حال .

محور دوم : ساماندهی به بحران زیست محیطی ، تفکری نو در ترویج توسعه پایدار متکی بر اقتصاد نوین و رسیدن به خودکفائی تولیدات کشاورزی و باغی و بهینه سازی نظام بهره برداری از زمین و اراضی حاصلخیز با احیاء و بهره گیری از نظام پاک ارزشهای گیاهان باغی و منابع طبیعی ( تکنولوژی منابع طبیعی ) و پتانسیل نهفته در آن و برقراری ارتباط مجدد انسان و طبیعت .

پیشینه وحدت انسان و طبیعت در باورهای ایرانی

با تأملی در فرهنگ دینی ، آئینی ایران باستان و تأکید آن بر جایگاه کیهانی مقام انسان و طبیعت در نظام هستی از شکل گیری نظام ارزشی باورهای ملی و دینی در خصوص مفاهیم و پدیده های الهی بارزی چون عالم طبیعت ، نیروی زمین ، هوا ، آب ، نیروی رویش و باروری در درخت و گیاه اصلی ترین نیازهای بشری را گواهی می دهد و مرتبط با آن مفهوم نمادین ، نوعی نگاه به عنصر گیاه و آفرینش نیروهای طبیعی و انتقال تأثیر توأمانش بر حیات آیینی و معیشتی انسان را متجلی می سازد.(۱) تا پایه استنباطی باشد بر پیوند و همبستگی و وحدت اسطوره ای میان انسان گرفتار در جهان مادی و فردی که اصل و سرشت الهیش را زیاد برده و با مظهر طبیعت ، درخت و گیاه که قوه و چرخه حیاتند در محل تجلی الهی و نماد همه مراحل زندگی کیهانی ، وحدت بخش مطلق همه عناصر اعم از آسمانی و زمینی و زیر زمینی.(۲) در جوامعی که اساس آنها بر کشاورزی و باغداری استوار بوده حافظ کلیدهای باروری و دروازه های تولد و مرگ و تولد مجدد است در نقش ایزد بانو ماه ، مظهر تجدید حیات جاودانی ، آورنده فصول ، ناظر بر آبهای حیات بخش (آبهای زیر زمین ، چشمه ، قنات و رودخانه و ………… ) رویش از زمین حاصلخیز ، رستاخیز حیات زمین ، درخت کیهانی ، حافظ آبهای حیات ، محافظ و نگاهدارنده خاک در مزارع و روستاها از سیل ، مظهر پیوند حیاتی ایزد بانو زمین و آبها . از بعد بقایای منابع اطلاعات فرهنگی فعال ، مراسم آیینی با اعتبار کیهانی ، سنتی مشترک بین ایران باستان و بین النهرین به آغاز بهار ( فروردین پشت ) ، آغاز پاییز (مهرگان) اشاره شده است و خاستگاه آن در پیشینه تاریخی رفتارهای فرهنگی تعیین شده ، بن مایه و روند استمرار آن در سیطره فرهنگ اساطیری ارائه گردیده ، عنصر فرهنگی و ارزش کارکرد معناییش ، انگیزه ای در پایداریش در کل فرهنگ جامعه خاکی از پیوند مناسبات اجتماعی مستحکم مردمی در عین باززایی درختان و طبیعت در فصل بهار، زمان خروج انسان از عالم خمودگی و پیوستن به طبیعت و فضای زیست بوم و شروع حیات اجتماعی ، اقتصادی در مزرعه و باغ و بوستان را نمایان می سازد . (دارای پیشینه اسطوره و افسانه ای در اوستا _ دانشنامه دین مزدیسنا) . با گرویدن ایرانیان به دین اسلام و رجوع به آیات و احادیث ، قرب منزلت کشاورزی و باغسازی از عمق بیشتری برخوردار گشته و باعث ترویج سنت درختکاری(۳) و به تفسیری رشد و گسترش فضای سبز (جنگل _ باغ بهشتی زمینی) گردید . سنت دیرینه روز سیزده بدر و روی آوردن به فضای باز طبیعت (باغهای خصوصی _ پارکهای داخلی و حومه شهر فضای سبز و سایه درختان ) میثاق دوباره با سبزه و آب حکایت می کند از مرز جدایی و فاصله میان مرحله گذر (نوزایی و آفرینش ) و مرحله پیوستگی و همبستگی انسان و طبیعت و فن آوری باغسازی و باغداری ایرانی.

رابطه پراکندگی پوشش گیاهی با شرایط اقلیمی فلات ایران (۴)

در مسیر شناخت شیوه تولید و ساختار عملکردی اقتصادی اجتماعی کشورمان در مجموعه های شهری و روستایی ابتدا به نقش محتوایی مسائل اقلیمی و اکولوژیکی محیط توجه خواهیم داشت . در تقسیمات اقلیمی جهان ، ایران کشوری گرم و خشک به شمار می رود ولی به لحاظ موقعیت خاص جغرافیایی و ژئومورفولوژیکی و نوع قرار گرفتن کوههاو دریاها و تنوع اقلیمی ، نواحی مختلف آن آب و هوایی بسیار متغیر و متلون دارد . دامنه های خارجی کوههای شمالی و غربی مرطوب و دارای پوشش گیاهی و باغات شبه جنگلی فراوان است در حالی که شیبهای داخلی آنها خشک و فاقد رستنی است . بارندگی در شمال و غرب ایران به مراتب بیشتر از جنوب و شرق آن است ، اقلیم سواحل شمالی و جنوبی به طور کلی متفاوت از یکدیگرند . اقلیم سواحل جنوبی دریای خزر بارانی ، مرطوب و روی هم رفته معتدل است . بارشهای فراوان در نواحی جلگه ای و کناره های دریا در گیلان ، مازندران و گرگان (گلستان ) (به طور متوسط سالانه ۱۵۰۰ میلیمتر ) موجب آن است که جلگه و کوهستانهای مشرف به آن از جنگلها و پوشش گیاهی باغهای شبه جنگلی انبوه برخوردار باشد بعکس نواحی جنوبی و سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان دارای اقلیم گرم و مرطوب بوده و کمی بارش موجب شده که پوشش گیاهی نواحی مجاور دریای عمان اندک باشد . قسمت بزرگی از این فلات مرتفع را بیابانها و صحاری و کویرهای بی آب و لم یزرع اشغال کرده است ، کویر مرکزی (کویر نمک) در مرکز و دشت لوت (چاله لوت) در جنوب شرق تقریبا” ۳/۲ مساحات ۲۵۰۰۰۰۰ کیلومتر مربعی آن را اشغال کرده است . بخش سردسیری ایران تقریبا” ۴/۱ کشور را به خود اختصاص داده ، مناطق مرتفع و محصور در کوهستان عبارتند از : کردستان ، آذربایجان ، خراسان ، لرستان ، …………..) . مرفولوژی اصلی فلات ایران و موقعیت قرارگیری سلسله جبال شمال (البرز) و زاگرس غربی و سلسله جبال مرکزی و نیز کوههای ایران شرقی نسبت به اراضی پست داخلی چنان است که این کوهها نه تنها در تعدیل آب و هوای مرکز فلات تأثیر گذار نیستند ، بلکه خود همچون دیواری مرتفع مانع نفوذ آب و رطوبت دریاها به بخشهای مرکزی به شمار می رود . میزان بارندگیها چنان نیست که مناطق مرکزی را سیراب نماید . با توجه به ویژگی اقلیمی مناطق داخلی ایران که قسمت اعظم خاک آن را اراضی وسیع کویری و بیابانها تشکیل می دهد ، کمی بارندگی (بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیمتر در سال) و در نتیجه قلت پوشش گیاهی ، درجه حرارت بالا در روز و فصل گرم ، برودت شدید در شب و فصل سرد ، اختلاف دما در شب و روز . در چنین شرایط سخت زیستی ایرانیان ساکن مناطق گرم و خشک ناگزیر بودند تا فکر و ذهن خود را معطوف به ایجاد شرایط و لوازمی جهت مقابله با آفات و مشکلات طبیعی کنند در این میان انواع روش های آب رسانی به طرق مختلف همچون کار ریز و قنات و چاه ، احداث آب بندها همگی از مبارزه بی امان ساکنین این مناطق حکایت می کند . (همچنین در دره رود اردن نیز از این روش بهره گرفته شده).

تأثیر اقلیم و عوامل طبیعی در شکل گیری کالبدی و نظام ارتباطی مجتمعهای زیستی و باغ

ـ شهرهای ایرانی نقش طبیعت در مکان یابی صحیح در معماری و باغسازی ایرانی (۵)

مهمترین عوامل تعیین کننده در انتخاب مکان ، محیط زیستگاه شهری ، عوامل طبیعی و اقلیمی است که عبارتند از : زمین ـ آب ـ هوا ـ خاک . بی گمان طبیعت ـ محیط و اقلیم در چگونگی شکل گیری کالبد شهرها و بناها و شیوه های گوناگون با هدف ایجاد محیط زیست مطلوب برای انسان نقش تعیین کننده دارد . تنوع ویژگیهای محیطی در مقیاس محل استقرار عامل مهم و مؤثر در کثرت شکل و هویت خاص هر یک از آبادیها محسوب می شود . فضای سبز باغات اطراف شهرها را میتوان مجموعه فالیتهای انسانی تلاشمند برای راحت زیستن در اقلیم خشن و گرم و خشک کویری قلمداد کرد.در واقع رابطه ساختاری میان باغ و شهر را میتوان به مثابه کارگاه طرح اندازی شهر تلقی نمود. مکانیابی صحیح از نخستین الویتهای هر اقدام معمارانه به شمار میرود ، توجه به اقلیم محیط، نوع قرار گیری و فراز و نشیب (توپوگرافی) ، دوری و نزدیکی به آب ، توجه به مرغوبیت خاک از لحاظ کشاورزی و باغداری و بالاخره جهت وزش بادها ، ضریب ایمنی ، از جمله نکات و مسائلی هستند که از قدیم الایام مطمح نظر انسان برای انتخاب مکان زیست و بنیانهای معمارانه بوده است . در مکانیابی خود طبیعت و محیط راهنمای معمار است . تغییر اقلیم و دگرگونیهای جوی بزرگترین آفت شهرها و آبادیهاست . از جمله شهرهای بزرگ و آباد باستانی که به علت تغییر شرایط اقلیم زیست محیطی به کلی ویران و متروکه گردیده ، شهر سوخته زابل(۶) را می توان مثال زد که در فاصله سالهای ۳۲۰۰ تا ۲۱۰۰ پیش از میلاد به دلیل تغییر مسیر رودخانه هیرمند و تغییر اقلیم در آخر سده هزار سوم پیش از میلاد به شهری ویران و سوخته بدل گردید . از سویی نیز شهرهایی را سراغ داریم با الگوهای مطلوب شهرسازی و استقرارهای انسانی ، سنتی از سکنی گزیدن ، یادآور انتخاب صحیح مکان با ارزشهای فرهنگی ، معنوی ، به عنوان نمونه می توان شهر شوش رامثال زد ، که حدود ۵۰۰۰ سال ابر شهری معمور و آبادان بوده و در حال حاضر نیز به عنوان یک شهر آباد از آن نام برده می شود که بارها تخریب و باز احیاء شده است . علاوه بر مکانیابی درست ، ستایش فن آوری و نحوه گذشتگان در ادغام معماری با طبیعت ، در واحد مناطق روستای ـ شهری با فرهنگ سنتی محقق شده نقش اساسی انسان است، که عامل مهمی در انقیاد به ماشین از طریق نقشه های طرح شده و خلاقیتهای هنریش در ترکیب معماری با طبیعت ، در باغسازی ایرانی مرحله گسترش و تبدیل روستا به شهر را میسر گردانیده بر اساس شناخت و تعبیر قاطع و استوار از اقتصاد و فن شناسی معاصر شیوه بهره برداری از باغ ایرانی را به تصویر می کشد . بهره برداری از پیوند معماری بنا و کاخ با باغداری و باغسازی را جهان اسلام از ایران اقتباس کرده ( باغهای معلق بابل(۷) را به سبک باغات ایرانی احداث نموده ، باغ فین کاشان(۸) ، باغ دولت آباد یزد(۸) ، کاخ باغ گلستان(۹) ، حیاط باغچه خانه های تهران قدیم ، ………) . باغها از جانب مسلمانان حمایت شده و در روند تبادلات فرهنگی ، تداوم معماری باغ ایرانی دوره اسلامی به نقاطی چند چون قندهار ـ افغانستان(۷) ـ هندوستان مورد توجه و الگوبرداری قرار گرفته ( باغ مزار تاج محل(۱۰) در هندوستان نقشه و طرح باغسازی ایرانی به اعتبار شیب و عارضه های طبیعی زمین (پستی و بلندی) نقش میگیرد،و با دیوارهای بلند در پیرامون کوششی در حصار دادن به باغ با اصل شبکه باغچه بندی و کرت بندی با خیابانهایی با محور متقاطع با عملکردی چون ستون فقرات باغ معرفی میشود، پهنه های آب در حوض و استخر و جویها در وسط یا کنار آنها به گونه شریانهای آب رسانی عمل میکندو با درختان زیاد و حالت طبیعی شبه جنگلی پرسایه با عنایت مائده آسمانی آب چشمه، قنات یا رودخانه آبیاری دایر گشته با محیط و عناصر طبیعت پیوندی مطلوب برقرار میسازد). متأسفانه در جها معاصر به دلیل دخالت عوامل و شرایط گوناگون معماری تا حدودی دستخوش بحران و عدم تعادل شده است.(۱۱) در نتیجه با غلبه و تسلط صنعت بر طبیعت ، عدم تداوم فرهنگ طبیعت ، انسان نوعی گسیختگی با نظام ارزشی و جهان بینی را پیشنهاد می کند . ضمنا” در معماری نوین شکل و فرم متناسب با اقلیم ظاهرا” در برابر پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژیک تاب مقاومت ندارند بلکه تابع شرایط صنعتی و اقتصادی است.

بازتاب شرایط اقلیمی در تجدید پیمان انسان با محیط زیست شهر تهران

به جهت فرهنگ سازی با در میان گذاشتن اطلاعات با مخاطب خود در حوزه شهر تاریخی تهران با ارزیابی کم و کیف شیوه مدیریت محیط طبیعی ، کاربریهای فضا ، طراحی اکولوژیک محیط و اراضی سبز و بررسی عناصر و منابع طبیعی جهت آگاهی از محدوده ذخایر پتانسیل گیاهی و شناخت فضای سبز و باغها و رابطه معمارانه و شهرسازانه آنها به مثابه عناصر غیرقابل انکار، توجیهی است بر تجدید پیمان با نگاهی بر تاریخ وام دار پیشینه بر جای مانده از عرصه بندی و پراکنش و پوششهای گیاهی باغهای منطقه (گیاه ، درخت ، جنگل) و اهمیت تولیدات کشاورزی و باغداری که مولد انگیزه حیات اجتماعی _ اقتصادی است و همزمان تداوم همبستگی با فضای اکولوژیک را در موضع تهران در زمانهای مختلف تضمین می نماید ، همچون دیگر شهرهای کهن ایران که از راه پیوندها تکیه بر اقتصاد محیط اکولوژیک خود باغ شهر ـ باغ شبه جنگل توانسته اند زندگی خود را ادامه دهند و در رده شهرهای متروک قرار نگیرند.(۱۲) (اصفهان ، قزوین ، نیشابور ، همدان ، گرگان)

شناخت عوامل فرسودگی و تخریب شهر تاریخی تهران

رابطه ساختاری باغ ـ شهرها در زیست محیط تهران تاریخی

مکان نخستین ؛‌هسته مرکزی کلانشهر تهران تا قبل از به پایتختی برگزیدن در داخل کوهپایه (شمیران) در دشت هموار قرار داشته قریه ای مملو از چنار و باغ در شمال و شهر ری بوده است که تا چند سده قبل از مجموعه روستاهای شهر تاریخی ری دوره صفویه بود که در روند شکل گیری توسعه به پیوند باغ، معماری و شهر تاثیراتش بر نیازهای زیست محیطی و یگانگی اش با طبیعت از اهمیت و تاکید ویژه برخوردار بود. تمامی فضای بیرون از حصار شهر (طهماسبی) در آن هنگام دهات ، باغات و مزارع بود.(۱۳) در مسیر دره های البرز و جویبارهایی که از چشمه سارهای درون کوه جریان می یافته ییلاقات تهران، کاخ باغهای سلطنتی و بناهای اعیانی را بنا کردند، از آن جمله می توان از کاخ باغ نیاوران و کاخ باغ سعدآباد، باغ جمشیدیه، باغ صاحبقرانیه،… نام برد و در عرصه دیگر باغهای خیابانی (عمومی ) مملو از چنار در شمال ری واقع شده بود. عرصه توزیع باغ ایرانی درون شهری در مقیاس کوچکترین ، حیاط خانه های بخش قدیمی و زمینهای مسطح خاستگاه تهران عودلاجان، سنگلج و ارگ و چاله میدان و چاله حصار جلوه مینمود.این محله های تهران در زمان صفوی تجدید حیات یافت . از الگوهای باغ ایرانی که از زمان صفویه و زندیه احداث شده می توان از باغ گلستان واقع در میدان ارگ تهران نام برد.باغ دره های نیاوران و سعدآباد واقع در فرونشست ها و تپه ماهورهای طبیعی دشت تهران احداث گردید. پیرامون باغ کاخها با دیوار محصور خصوصیت خلوت مطلوب را به فضای باغ بخشید و باغ را از بافت شهری جای گرفته در آن مجزا ساخته. تقسیم بندی های داخلی با کاشت ردیفی پوشش گیاهی درختان بلند قامت چنار و سایه دار و میوه دار دو سویه طرح کلی باغسازی تحت تاثیر برخی از شیوه های باغ آرایی آزاد غربی را نمایان می سازد. اما در عین حال چند نقطه آن نیز شکل باغ رسمی ایرانی را تداعی می کند. طراحی معماری بوسیله پلی بین واقعیات طبیعی و دنیای خیالی به کیفیت فضا و معنا دار کردن انسان و رهانیدن او از ورطه تک بعدی (مادیگری) یاری رسانده است.(اکنون گسترش شتابان و بی رویه شهر ، موجب تخریب و انهدام فضاهای سبز ، باغات و اراضی باز و ساخته نشده گردیده یک بررسی آماری حکایت از آن دارد که از سال ۱۳۳۴ شمسی به این طرف ۱۰۵۰۰ هکتار از اراضی زراعی اصراف تهران و ۲۸۸۰۰ هکتار از اراضی بایر و مرتع در روند گسترش شهر تهران تغییر کاربری یافته و به مسکونی بدل شده است.(۱۴) در واقع بی توجهی به سرانه فعالیت تولیدات اقتصادی ، زراعی و کاربری خاک بوده و معضل کاهش آب و آلودگی آبهای روان شهری ، اضافه بر آن درختان که در بهسازی و حفاظت محیط زیست از آلودگی هوا و آبهای شهری و فرسایش خاک از ضروریات محسوب می شوند(کاربرد آب فاضلاب در رودخانه های شهری و اراضی کشاورزی ).(۱۵)

نتیجه گیری

به طور عام رشد و توسعه شهر تهران قدیم کند و به عنوان موجودیتی با اشتغالات تولید کننده بیشتر متکی بر مصرف فرآوردهای باغی و زراعی بوده که با اقتصاد نوین به میزانی متناسب با فضای نو منطقه باید به عنوان منبع تولید کننده و صادر کننده موجب رونق وضع اقتصادی شهر باشد . کمیت و کیفیت روابط در دوره های پیش و بعد از انقلاب مستقیم با فرسودگی و تغییر شکل شهر و تغییر بهره گیری از فضاهای مجاور شهر ، تجزیه مراتع و باغها و روستاها به شهر موجودیتهایی که بقای زندگی را تضمین می کرده . نسبت به ثروتها و قالب نظام اقتصادی شهر بی توجهی شده . در پدیده توسعه صنعتی ، بحران بی اعتنایی روا داشته انعکاس تغییر شکل فضای کاربری و آنچه در عمل دیده می شود به گونه ای است که به سختی می توان خط مرزی بین شهر و فضای مزروعی بکر ترسیم کرد .در این راستا شناسایی تجارت طرح ریزی شهر ایرانی در ارتباط با نحوه بهره گیری باغ در ساختار شهر و فضاهای شهری می تواند نقش ارزنده ای را برای بازسازی و مرمت و توسعه این شهرها ایفا نماید. در کشوری مانند ایران که از لحاظ اقلیمی در نوار خشک جغرافیایی واقع شده و طبعا” تکوین و تکامل طبیعت در آن به کندی صورت می گیرد حفظ و حمایت آب و خاک و منابع طبیعی دیگر مانند باغ و جنگل و مرتع از وظایف و فرائض ملی هر فرد ایرانی به شمار می آید . شهر تهران از جمله معدود پایتخت هایی است که فاقد یک سیستم جمع آوری و تصفیه فاضلاب شهری می باشد و فاضلاب بدون تصفیه به کانالهای روباز در پاره ای از نقاط (جنوب تهران) تخلیه می گردد . افزایش جمعیت شهر تهران و نفوذ پذیری لایه های زمین و جذب آب و زباله های شهری ، همچنین بالا رفتن مصرف آب در این شهر ، کاهش آب بخش کشاورزی در اراضی جنوبی شهر را باعث گردیده است که روان آبهای شهری پس از گذر از مناطق مختلف شهر و آلوده شدن به مواد شیمیایی و میکربی در پایین دست به ناچار به مصرف کشاورزی برسد و مشکلی بر مشکلات بهداشتی شهروندان و مصرف کنندگان محصولات کشاورزی اضافه نماید . با توجه به ساختار زیستگاهها (کشتزار ، مراتع ، باغ شهر و جنگلها) و رتبه بندی آثار ملی ، بوم و محیط زیست و گونه های مختلف پوشش گیاهی در کاهش آلودگی و نحوه اداره آنها با مدیریت یکپارچه بر مبنای تفکرات توسعه اجتماعی اقتصادی با بهره برداری معقول از آب و خاک و گیاه در راستای حفاظت از محیط زیست و بازسازی و مرمت و توسعه شهرها در ارتباط با نحوه بهره گیری از باغ در ساختار شهر و فضاهای شهری در دراز مدت می توان با اتکاء به ظرفیت منابع کشور در جهت تجدید حیات فرهنگ باغسازی و کاربری بهینه و هدایت محورهای توسعه شهری در هماهنگ زیستن با طبیعت ، تعامل بین انسان و طبیعت رابطه ساختاری میان معماری باغ و شهر را به کمک تکنولوژی نوین دوباره برقرار نمود و این چیزی نیست جز احترام گذاشتن به طبیعت و نه تسلط بر آن.

بیان مشکلات و ارائه راهکارها

* بی توجهی به آب و هوا و جغرافیای منطقه در عملیات شهرسازی پیامد خطرناک رشد جمعیت و آلودگیهای زیست محیطی آب و خاک را به همراه دارد . * توسعه کالبد فیزیکی شهر و توزیع ناکار آمد زمین و کاربری نامشروع زمین، پایین بودن نسبت اراضی کشت پذیری که به باغ اختصاص می یابد بی توجهی به منطق تعادل و تعامل بین فضای باز و بسته در پالایش منطقه و افزایش قالب بهره وری در توزیع کاربری مسکونی به گونه ای انگیزه تجاوز به مرز نظامهای حیات بخش (گونه های حیات بخش ، گونه های زیست گیاهی ، کشتزار ، باغها و مراتع اساسا” کشاورزی را در بردارد . * مسدود کردن کانالهای هوا دهی و هواگیری طبیعی شمال البرز که پایگاه پالایش و تبادل هوای تهران است (تجاوز به حریم کوهستان ).* بی توجهی به مسیلها وبرکه ها و خشکانیدن رودخانه ها و داخل شدن فاضلاب شهری به این رودخانه ها و آبهای زیر زمینی این سرمایه های طبیعی مؤثر در تلطیف هوای شهری . * تخصیص آب سدها و منابع آبی به شهرکهای اقماری مجاور و بهره برداری شدید از آبهای زیر زمینی و تداخل فاضلابهای شهری به رودخانه ها و ایجاد شرایط نامناسب اقلیمی و بهره برداری از آب آلوده در کاربریهای کشاورزی . * کاهش پوشش گیاهی و مشکل کم آبی و رویه پدیده خشکسالی و فرسایش خاکهای زراعی و مشکل حاصله از شوره زارها و بیابانهای کشور (بم و یزد ) _ افزایش سیلابها (منجیل) را به همراه دارد . * هدایت محورهای توسعه شهری به مناطق پر آب موجب کاربریهای غلط زمینها شده و نتایج زیست محیطی و اقتصادی آن در بلند مدت مطلوب نمی باشد. * با توجه به مشکلات فوق الذکر (آلودگیهای زیست محیطی ) مدیریت زیست محیطی آب در جهت حفظ محیط زیست طبیعی و بهره برداری معقول از آبهای زیر زمینی و ممانعت از آلودگی آب و هدایت آن به مناطق نیازمند در جهت رسیدن به توسعه پایدار ، ایجاد هماهنگی بین جنبه های اجتماعی ، اقتصادی و محیطی را می طلبد . با توجه به محدودیت منابع خاک و آب و تأمین امنیت غذایی کشور بحث فرهنگسازی حفاظت از تنوعهای زیستی و حمایت از رویشهای کهن جنگلهای طبیعی و باغها در جهت استفاده بهینه از زمین و محصولات جنگلی و توسعه فن آوری در جهت کنترل بیابان زدایی مستلزم ، مشارکت مردم و اداره جنگلداری و مراتع و آب خیزداری و اداره منابع طبیعی و فضای سبز می باشد . تلاش در اصلاح و بهسازی نباتات در مقاوم سازی در شوره زارها و مقاوم سازی در خشکی با کمک تکنولوژی نوین ژنتیک گامی است در نهادینه کردن و تلفیق منطقی طبیعت و تکنولوژی در اتقاء سهم تولیدات فرآورده های کشاورزی و صادرات منابع غیر نفتی ، تفکری نو در رفتن به سوی توسعه پایدار.

هایپرلوپ در عربستان

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

شرکت هایپرلوپ وان متعلق به مجموعه ویرجین، قراردادی را با دولت عربستان سعودی امضا کرده تا در این کشور برای این شیوه ترابری آینده‌نگرانه، یک مسیر آزمایشی بسازد.

هایپرلوپ شامل غلافی می‌شود که وسیله‌ای نقلیه در آن مسافران یا محموله‌ها را با سرعتی ۱۰ برابر سریع‌تر از سرعت قطارهای فعلی حمل می‌کند.

بر طبق این قرارداد یک مسیر ۳۵ کیلومتری به همراه یک مرکز تحقیق و توسعه و نیروگاه در شمال شهر جده ساخته خواهد شد.

ویرجین هایپرلوپ وان می‌گوید که این فناوری می‌تواند مسیر ده ساعته فعلی ریاض به جده را به ۷۶ دقیقه کاهش دهد.

برخی از کارشناسان همچنان به تبدیل ایده هایپرلوپ به واقعیت مشکوکند.

نماد شناسی سبزدر باغ ایرانی

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

باغ‌های ایرانی

«امروزه گستره ای پیش روی انسان قرار گرفته است، که اساس آن بر مبنای دانایی است.»  آلوین تافلر

بشر از ابتدای خلقت، زندگی خود را در بهشت (طبیعت سبز) آغاز کرد، اما امروزه یکی از موضوعاتی که نگرانی های جدی به دنبال دارد، رابطه رو به زوال انسان و طبیعت است؛ طبیعتی که به سان گاهواره ای، انسان را در خود جای داده است. در رابطه با طبیعت، اصول حاکم بر آن، الهام از طبیعت، ویژگی ها و ارزش عناصر طبیعی، مبنای فرهنگی آنها و همچنین تأثیری که بر شیوه زیست انسان و رابطه او با طبیعت و عناصر طبیعی دارد، سخن بسیار است.انسان موجودی اندرونی، بیرونی است. آنچه انسان از دنیای درون و بیرون خود درک می کند، سرانجام بصورت شکلی از بیان و با معنای خاص به عرصه ظهور می رسد. اینکه معانی، زندگی را شکل می دهند یا زندگی، مفاهیم را بوجود می آورد، شاید پرداختن به یک دور باطل باشد؛ اما ملاکهای ارزش گذاری در ذهن انسان، معیارهای معناگرا و مفهوم ساز هستند. گاهی دامنه معنایی مفاهیم از حوزه ادراکی ما بالاتر است؛ گاهی واژگانی خلق می شوند که یک جامعه با آن سخن می گوید. حقایق و وقایع بیشماری که در ماوراء درک بشر قرار دارند او را وا داشته اند تا برای ابراز اندیشه ها و مفاهیمی که بیان، فهم و توصیف کلامی آنها مشکل بوده است، نظام های گوناگون با عنوان نماد ابداع کند. انسان تمامی غایات مطلوب خویش را در قالب نماد بیان می کند و می کوشد تا با آیین های تمثیلی و نمادین به کمال دست یابد.نماد یکی از ابزار معرفت و کهن ترین و بنیادی ترین روش بیان محسوب می شود. اندیشه ها و آرمان های انسان، در اسطوره ها و نماد متجسد می شود. کارل گوستاویونگ می گوید: «نماد دارای جنبه ای وسیع تر و ناخود آگاه است که هرگز نمی توان بطور دقیق آنرا تعریف و بطور کامل آنرا توصیف کرد.» نماد بر مفاهیم انتزاعی و برخاسته از ناخودآگاه بیشتر تأکید دارد تا منطق خودآگاه و متفکرانه. نماد با خودشناسی انسان رابطه مستقیم دارد. نماد کلیدی است برای ورود به قلمروی وسیع تر از خودش و وسیع تر از انسانی که آنرا به کار می برد. به بیان صریح تر، وجه تمایز نماد و استعاره در نحوه بیان یا تبلور مفاهیم و تجربه مستقیم زندگی و حقیقت است. نمادها در طول اعصار باقی مانده و تا به امروز رسیده اند و نمادگرایی برای ذهن بشر اساسی است و نادیده انگاشتن آن موجب کمبود می شود. نماد برای اندیشیدن ضروری است. یک نماد کامل همه ابعاد زندگی انسان را اقناع می کند و انسان مدرن برای رهایی از کوته نظری فرهنگی و بالاتر از آن، نسبی گرایی وجودی و تاریخی اش به نماد متوسل می شود؛ و این عرصه فرهنگ یا ماوراءالطبیعه خاکی است که نمادها در آن می رویند.نگرش به طبیعت به عنوان میراث طبیعی جامعه، در رابطه با نیاز و تمایل انسان به ارتباط با گذشته خویش و به عبارتی پاسخ به نیاز انسانی ریشه دار بودن، موجب گردیده که طبیعت به مثابه میراث فرهنگی تلقی شود. ملل، تمدن ها، جوامع، حتی ادیان و مکاتب فکری هر کدام به استناد و براساس جهان بینی خویش برای طبیعت ارزش و جایگاهی خاص قائل بوده و ارتباط خویش با طبیعت و عناصر طبیعی را نیز بر پایه اصول و ارزش های منبعث از جهان بینی و فرهنگ خود تعریف کرده و شکل داده اند. به این ترتیب شناسایی جایگاه عناصر طبیعی در باورها و فرهنگ عامه مردم از اهمیتی در خور توجه برخوردار است، و هر چه قدمت عنصری طبیعی، و یا باورهای مردم نسبت به طبیعت و عناصر طبیعی بیشتر و عمیق تر باشد، این جایگاه ارزشمندتر خواهد بود.به تبعیت از جهان بینی های دیرینه و فرهنگ اصیل ایرانی، رابطه ایرانیان با طبیعت و عناصر طبیعی، رابطه ای براساس احترام به طبیعت و همزیستی با آن است. این تفکر زمین را ملک خدا می داند، در این فرهنگ آب مقدس است و گیاهان هر یک به عنوان نعمت الهی شناخته می شوند. از میان گیاهان، درختان و از بین درختان برخی از آنها به ادله مختلف تقدس، محبوبیت و احترامی خاص دارند. احترام به برخی درختان آن چنان اهمیت دارد که می توان این باورها را نه تنها به عنوان میراث طبیعی که به عنوان میراث فرهنگی محسوب و منظور نمود؛ میراثی که همه گویای غنی و فهیم و معنوی و ارزشمند ایرانی و هم بیانگر باورها و اعتقادات کهن مردمی است که انسان معاصر پس از مدتها دوری از طبیعت، بازگشت به آنها را آرزو نموده و خواهان احیای آنهاست.این گفتار با مختصر اشاره اجمالی به مبحث نمادشناسی سبز در باغ ایرانی، سعی بر بازشناساندن و یادآوری ناشناخته های ویژه و فراموش شده های اصیل نمادین در باغ های ایران، دارد.هزاران سال پیش وقتی که آریایی ها به سرزمین پارس آمدند، برای رفع گرسنگی، از گیاهانی که بیشتر بصورت دیم پرورش می یافت استفاده می کردند. زمانیکه آرایی ها به رفاه بیشتر رسیدند، باغ سازی و احداث باغ رونق یافت. ایرانی ها باغچه هایی را که در اطراف بنا می ساختند «په اره دئسه» می نامیدند که به معنای پیرامون دژ یا دیس بود . واژه په اره دنسه یا پردیس درزبان عربی به فردوس و در زبانهای دیگر به پارادایز تبدیل شده است. که با معنی بهشت یا و هشت نماد بهترین زندگی است و به شکل باغی سرسبز و خرم مجسم شده است.مفهوم فرهنگی باغ سازی، به معنای مکانی ایده ال با منطق متعالی است. از آنجا که فضا به علت ماهیت مجازی خود، دارای توان بالقوه پندار گر است، بستری مناسب برای فرآیند طراحی با ماهیت پویا پدید می آورد و در این میان، باغ هم به عنوان نمایانگر منظره ای از دنیای ایده ال بشر مطرح می شود. باغ ها را نمی توان جدا از مردمی که آنها را ساخته اند دانست. باغ های هر دوره ای نمایانگر دنیای ایده ال و رویایی مردم آن دوره و اجتماع خاص خود محسوب می شوند.باغ ایرانی از دیرباز مقامی والا داشته و هنر باغ سازی یکی از هنرهای کهن ایران زمین است. ساکنان ایران از روزگاران قدیم علاقه بسیار به داشتن باغ های زیبا و فرح انگیز داشتند، ظروف به جا مانده از دوران گذشته که به درخت و شاخ و برگ منقوش است، علاقه آنان را به باغ نشان می دهد؛ همچنین طرح قالی هایی که منعکس کننده نقش باغ بوده اند نیز، خود گویای این علاقه است. اما باغ سازی نسبت به سایر آثار هنری ایران گمنام تر و ناشناخته است. باغ ایرانی مانند معماری، شعر، موسیقی و .. در چهارچوب سنت و اصول، از بدایع و ظرایفی برخوردار است، سنت های باغ سازی ایرانی حاوی ارزش های ویژه ای است که باغ ایرانی را مظهر قدرتمند معنوی می کند. باغ ایرانی بر قله کمال وحدت در تنوع و تنوع در وحدت قرار دارد. باغ ایرانی مجموعه ای هماهنگ و زیباست که از آمیختگی عقلائی، فرح بخش و چشم نواز: آب، گیاه، سایه روشن، فضا، معماری و منظر بر پایه هندسه ای متین شکل گرفته است. اما اینکه تا چه حد به تطور در عناصر مذکور پرداخته شده و چقدر زیر بناهای نظری فوق الذکر، ریشه یابی و بازشناسی شده اند، جای تأمل است. باغ با طبیعی ترین علایق، عواطف و اعتقادات انسانی مأنوس بوده و عرضه گاه فرهنگ بشری است. باغ طبیعت دست ساز بشر است ؛ طبیعتی برخاسته از ذهن و پرداخته به دست انسان و انعکاس فرهنگ و تخیل انسان در پرداختن به طبیعت. باغ عمومی ترین و گویاترین اثر هنری است، باغ ساحتی مقدس است.باغ ایرانی اثری هنری، زیبا و چند منظوره است، باغ ایرانی پاسخ به نیاز است، باغ ایرانی مزین به نظم، تناسبات، برخوردار از حرمت و محرمیت، منزه از بیهودگی و افراط و تفریط، موظف به کارآیی و سوددهی، مساعد با قناعت و صرفه جویی و مجهز به پایداری است. در باغ ایرانی هیچ چیز بی موردی وجود ندارد و هر آنچه هست، مفید، لازم و دارای پشتوانه ارزشی و معنایی خاصی است؛ ایرانی با پشتوانه غنی فرهنگی عرفانی خود این معنا را می داند. باغ جایگاهی است برای استفاده انسان و در رابطه با سلیقه و فرهنگ مردم هر سرزمین شکل گرفته است. یکی از اهداف کلی باغ ایرانی وصول همنشینی با طبیعت است که بصورت کششی در نهاد انسان ها وجود دارد. بر طبق سنت مزدایی، باغ بهترین مکان برای اتصال جویی به عالم بالاست، چرا که در میان طبیعت زمینی و دنیای آرمانی آن (روشنی ازلی) واقع است. باغ بهترین سرزمین است؛ باغ نماد جان، صفات پرورش یافته در آن و طبیعت نظم یافته و مطیع آن است.باغ به معنای یک ناحیه محصور و مخصوص کشت گیاه است و گویای واضحی از ارتباط بشر با گیاهان در محیط زیست می باشد. امروزه نیز نقش گیاهان در زندگی انسان کاملاً شناخته شده است. آشنایی با ارتباط مردم و گیاهانی که آنان در طی تاریخ به کار برده اند، برای استفاده صحیح از گیاهان در باغ سازی لازم و ضروری است. مطالعه نمادها در باغ سازی به شناخت مردم و چگونگی تشویق ایشان به باغ سازی و منظره سازی کمک فراوان می کند. هدف معمار باغ ساز نیز، سنجیدن و ارزیابی امکانات کاربردی فضای سبز و شناخت و رفع نیازهای افراد جامعه است. به عبارت دیگر معمار باغ ساز، باید نماد و کاربری را با هم آمیخته و با در نظر گرفتن مسئله حفاظت از منابع طبیعی و سایر مسائل مربوطه، محیطی مناسب زیست و برانگیزاننده برای تفکر ایجاد نماید.همچنین دلیل و هدف از کشت گیاه نیز حائز اهمیت است؛ در باغ سازی گاهی گیاهان را از نظر مذهبی به کار می بردند، گاهی صرفاً علاقه به گل ها و گیاهان باعث احداث باغ می شد و گاهی نیز عده ای برای نمایش قدرت و ثروت خود اقدام به ساختن باغ های وسیع و زیبا می نمودند. در باغ سازی ایرانی، سر سبزی، درخت، گیاه، تنوع درازمدت گل های الوان، لطافت هوای مطبوع، عطر آگینی فضا و چشم نوازی سیما با تمام ابعاد منظور شده است. با توجه به مکتوبات دایره المعارف نمادهای سنتی، گیاهان نماد مرگ و رستاخیز و قوه حیات و چرخه حیات هستند. در این دایره المعارف، از سبز به عنوان عنصری دو خصلته که هم نماد زندگی و هم نماد مرگ است یاد شده؛ سبز بهاری یعنی حیات و سبز زنگاری یعنی مرگ. سبز نماد جوانی، امید، شادی و در عین حال نماد تغییر، فنا و حسادت است. سبز به معنی بهار، تولید مثل، اعتماد، طبیعت، بهشت، کامیابی و صلح است.گیاهان بخصوص درخت در نزد ایرانیان سمبل طراوت، آرامش و زیبایی هستند. درخت نمادی از کل عالم عین، ترکیب آسمان و زمین و آب، زندگی پویا، مظهر کل کیهان و سمبلی از رحمت روحانی و تنویر است.سازندگان باغ ایرانی، از بیهودگی پرهیز کرده و استفاده ای براساس منطق از گل و گیاه و درخت داشتند و هیچگاه بدون دلیل چیزی را نمی کاشتند. باغ بندی و ترکیب و ترتیب کاشتن درخت و گیاه در باغ های ایرانی، تجربی ـ علمی و تابع روابط و ضوابط و ناظر بر: کارایی، پویایی، مقابله با ناسازگاریهای محیطی، مساعد داشت و برداشت و زیبایی و چشم نوازی در فصول مختلف است:

در بهار: شکوفه، گل، عطر و بو، طروات و شادابی؛ در تابستان؛ سایه، گل، میوه، آب روان، هوای مصفا و فضای استراحت؛ در پائیز: هنگامه و غوغایی از میوه های الوان، رنگهای پویا و رقص برگ ها؛ در زمستان: هندسه عیان و سر افرازی درختان همیشه سبز در آغوش شاخه های خزان زده عریان، در باغ ایرانی ، گیاهان با هدف ایجاد سایه ، برداشت محصول و تزئین کاشته می شوند. حجم اصلی گیاهان شامل درختان سایه دار و محصول داراست و گل ها و گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ ها وجود دارند . در باغ ایرانی گیاهان با توجه به عملکرد های متفاوتشان در جاهای بخصوصی کاشته می شوند .و می توان آن را از لحاظ ترتیب قرار گرفتن درختان به شکل شماتیکی که در این جا بیان می شود تجسم کرد:

در میان کرات برای جلوگیری از هدر رفتن آب و مسائل دیگر اسپست می کاشتند؛ که نوعی یونجه است که تا هفت بار قابل درو می باشد؛ مفید و خوشبو، زیبا و اقتصادی است؛ نگهداریش آسان بوده، ازت هوا را جذب و به خاک می دهد؛ دافع پشه و مگس بوده، (ولی) زنبور عسل از گلهایش تغذیه می کند؛ درو کرده اش علوفه زمستانی دام هاست. در اوایل رشد منظره چمن دارد و با رشد بیشتر در برابر باد مواج می شود و زمانیکه به گل می نشیند، بنفش خوشرنگی را بر متنی سبز می گستراند.در باغ های ایرانی پیرامون استخر را با درختان نارون، افرا، مورد و ارغوان می پوشاندند.بیدها را هم در جایی می کاشتند که آب زیاد باشد، اما کنار استخر وحوض نمی کاشتند، چون حوض را می شکست .کاشت چهار نوع بید در باغ های ایران معمول بود: بید معمولی ، بید عرقی، بید سرخ(بید سسایه دار) ، گل بید یا بید مشک. در نماد شناسی سنتی، بید درختی افسون شده است که برای ایزد بانوی ماه مقدس است. بید مجنون نماد و نشان سوگواری، عشق بدون شادی و تدفین است. بید افتادگی، قدرت در ضعف، بهار و طبیعت زنانه است. در باغ های ایران، در دو سوی میان کرد، در کنار گذر گاه و جوی آب درختان خزان دارو همیشه سبز را کنار یکدیگر می کاشتند؛ چرا که همیشه سبزها نماد بیمرگی، جاودانگی، نیروی حیات جوانی، نیرومندی و نیروی زاد و ولد هستند.برای ایجاد سایه، در باغ های ایرانی از درختان سایه افکن استفاده می شد. در دو خیابان دو طرف میان کرت یا آبنما، برای کمک بیشتر به ایجاد سایه ، گذرگاههای باغ ها را باریک تر انتخاب می نمودندتا سایه درختان دو طرف همه سطح گذرگاه را بپوشاند و به این ترتیب دالان سرپوشیده ای از درختان می ساختند.درختانی که معمولاً کنار خیابان های باغ ، در محور اصلی ، می نشاندند سرو،کاج و نارون؛ یا سرو،کاج و چنار؛ یا سرو، کاج و ارغوان بود . گاهی به جای اینها درختان دیگری مثل شورانه، زبان گنجشک، تبریزی ، شنگ، اشن یا قره آغاج می کاشتند. به این درختان که صرفاً به خاطر سایه اندازی کاشته می شدند، پده، بیاخ یا درختان بی بخ(به معنای بی بار) گفته می شد. با توجه به مقطع طولی محور اصلی در باغ های ایرانی، یک سرو، یک کاج و یک چنار به نوبت کاشته شده و دالان زیبایی به وجود می آمد؛ تغییر شکلی که درختان چنار در چهار فصل سال از نظر رنگ برگها و یا ریزش آنها دارند ، در مجاورت درختان سرو و کاج که همواره برگ داشته و سبز رنگ هستند، تنوع زیادی در رنگ و طرح و حجم باغ ایرانی به وجود می آورد. هر کدام ازانواع درختان مذکور، ازنظر نماد شناسی معانی جالب توجهی دارند که در ذیل به آنها اشاره می شود:

سرو- علامت مشخصه مرگ و جنازه است ، دارای نیرویی است که بدن را از فساد حفظ می کند و به همین جهت در گورستان ها مورد استفاده قرار می گیرد؛ همچنین نمادی از لطافت و شادی است. سرو محبوب ترین درخت در باغ های ایرانی است.

چنار – درختان چنار بر محل وسیعی سایه می افکنند و مردم معتقدند که این درخت ازشیوع تب و بیماری های عفونی جلوگیری می کند .چنار، نماد شکوه و تعلیم است .

کاج- این درخت نمادی از راستی، عمود بودن، نیروی حیاتی، باروری، قدرت شاخص، سکوت، گوشه عزلت، طول عمر و ایمان است.

تبریزی- این درختان با سرعت فوق العاده ای رشد می کنند و در معماری و ساختمان سازی کاربرد فراوان دارند ، از این درخت با عنوان درخت آبها یاد می شود. رنگ دو سوی برگهای این درخت متفاوت است لذا مظهریین، یانگ و سال قمری و شمسی و کلاَ همه جفتها محسوب می شود.

زبان گنجشک- این درخت نمادی از سازگاری ، تولید و تواضع بوده و عنوان درخت کیهانی مقدس را دارد.

درختان نزدیک خیابانهای اصلی یا نزدیک میان کرت معمولاً درختانی بوده اند که چهار فصلشان زیبا بوده که درختان کم برگ تر و اصلی دورتر کاشته می شدند. در باغ سازی ایرانی هر کرت به یک نوع درخت خاص اختصاص داشت؛ در باغ های ایران قدیم قسمت اعظم باغ را به کشت درختان میوه اختصاص می دادند، درختان میوه در فواصل و ردیف های مرتب وروی اصول دقیق گل دهی و میوه دهی در فصول مختلف سال غرس می شدند. مهمترین درخت میوه دار توت بود. در اطراف خیابانهای فرعی باغ، معمولاً توت برگی می کاشتند که به علت هرس مرتب ،معمولاً کوتاه می ماند و وسط خیابان را نمی گرفت . در بعضی باغ ها یک بخش را به توت خوردنی اختصاص می دادند ، در بعضی جاها هم در محل تقاطع مرزها شاه توت یا توت سیاه می کاشتند. در نمادشناسی سنتی، توت به علت داشتن رنگهای سه گانه در سه مرحله رسیدن آن – سفید، قرمز، سیاه – نمادی از سه مرحله راز آِشنایی و سه مرحله زندگی انسان است. توت درخت حیات است ؛ مظهر جدیت، اطاعت و زندگی؛ و برای مقابله با قوای تیرگی نیروهای جادویی دارد. از دیگر درختان میوه ، درخت انجیر را می توان نام برد. انجیر نمادی از باروری، زندگی ، صلح و کامیابی است، گاهی درخت انجیر به معنی معرفت بوده و ترکیبی از نماد اصل های مذکر و مونث می باشد. در باغ های ایرانی،‌این درخت در گوشه های باغ یا جاهایی که انحنا داشت می کاشتند که در پناه بیشتر میوه بیشتری بدهد. درخت مونیز در انواع مختلف آن مثل مودار بستی، سواره، پیاده و خوابیده مورد استفاده و کاشت بود. انگور سواره را رو به طرف شرق می زدند و انگور پیاده را داخل کرتها و معمولاًَ در جایی که در برابر چشم نبود می کاشتند و در کنا ر آن برای ممانعت از هجوم زنبورهای مزاحم،‌فلفل کاری می شد . انگور نمادی از خرداست؛ حقیقت در شراب است؛ یک شاخه انگور نشانه ایزدان کشاورزی و باروری است و مظهر شراب زندگی و بی مرگی را تصویر می کند.از درختان میوه دار که با تنوع زیاد و مرغوبیت فراوان در باغ های ایرانی کاشته می شدند می توان موارد زیر را نام برد:

سیب – نمادی از عشق، صلح وتوافق، الوهیت و معرفت.

گلابی- نمادی از امید و سلامتی، عدالت، دولت خوب و داوری عادلانه

گیلاس- نماد تولد برهنه انسان در جهان؛ بدون اینکه مالک چیزی باشد و همین طور بازگشت او به زمین .

هلو- اهداگر بی مرگی، دافع شر، میوه پریان.

آلو- مظهر آزادگی و وفاداری، طول عمر،‌پاکی، عزلت، خردسالی.

زالزالک- گیاه پریان، دافع شر، گل عروس رومی یونانی.

نخل- نمادی از شادی،‌شهوت، راستی، تبرک، ظفر، انسان راست کردار و درخت حیات

بادام- نمادی از بکارت، خودزایی، سعادتمندی در زناشویی، تجسم بیداری، مظهر ملاحت، دلربایی و لطافت.

گردو- خرد مکتوم، باروری و طول عمر، مظهر پایداری به هنگام بد اقبالی

علاوه بر درختان در نماد شناسی سنتی، گلها نماد اصلی منفعل، مونث و شکل مادگی هستند . جایگاه گلها در باغ ایرانی ، پای درختان بود. گلهایی کاشته می شد که خاصیتی داشته باشند؛هم از عطر آنها استفاده می شد و هم از گلبرگهایشان حلوا و مربا و چیز های دیگر درست می کردند و برخی از آنها خاصیت طبی هم داشت . در میانکرت فرا روی عمارت اصلی باغ، اگر استخر نباشد ،‌گلستان است . در باغ ایرانی همیشه سعی می شد که در گلستان همواره گل باشد. گل های تزئینی بیشتر در باغچه های جلو ساختمان و در محور ورودی و یا محورهای اصلی که متوجه بناست کاشته می شوند. از گل هایی که بیشتر مورد توجه ایرانیان بود ه است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

گل سرخ – محبوبترین گل باغ های ایرانی گل سرخ است؛ در قلمرو گل های ایرانی ، گل سرخ دارای سلطه و تفوق می باشد و این طبیعی است که کلمه گل در فارسی هم به معنای گل سرخ است و هم مطلق گل. گل سرخ نمادی است بسیار پیچیده ، گل هم زمان است و هم ابدیت؛ هم کمال آسمانی است و هم رنج زمینی.

بنفشه – نماد فضیلت و زیبایی نهفته، حجب

سوسن- نماد پاکی، صلح، رستاخیز و مظهر باروری ایزد بانوی زمین

سنبل- نماد دور اندیشی،‌آرامش فکری

پامچال- معرف پاکی، جوانی و گستاخی است

تاج خروس- گل جاودانه افسانه ای ، نماد بی مرگی، ایمان ، و وفاداری و ثبات در عشق

مینای چمنی- مظهر پاکی و معصومیت

زعفران- بی علاقگی، فروتنی، انکار نفس، گیاه خورشید

زنبق- نیلوفر یا زنبق تصنعی، گل نوروزندگی، شاه بانوی آسمان

نرگس- نماد خود بینی، خودشیفتگی، غرور، سایه خطا کارذات، باطن بینی، پاکی خاموش

یاسمن- کاشتن یاس زرد یا یاسمن در گوشه های گلزار در باغ ایرانی معمول بوده است . این گل نمادی از زنانگی، ملاحت، فریبندگی و جذابیت است.

منابع:

هجوم گسترده پروانه‌های رنگین بانو به بریتانیا

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

هجوم گسترده نوعی پروانه رنگارنگ موسوم به “رنگین بانو”، به بریتانیا باعث شده که درخواست‌هایی برای شمارش آنها مطرح شود.

این نوع پروانه معمولا در ماه‌های تابستان به سمت بریتانیا پرواز می‌کنند، اما هر ده سال این کشور شاهد هجوم گسترده آن است.

سازمان خیریه‌ای که در زمینه حفاظت از پروانه‌ها فعالیت دارد گفته است که تعداد بسیار زیادی از پروانه‌های “رنگین بانو” که از اروپا به بریتانیا در حال پرواز هستند، شناسایی شده‌اند.

این سازمان خیریه از مردم خواسته تا در شمارش سالیانه این پروانه‌ها شرکت کنند.

آخرین بار در سال ۲۰۰۸ بود که این کشور شاهد ورود موج گسترده‌ای از این نوع پروانه‌ها بود.

در آن سال حدود ۱۱ میلیون پروانه رنگین بانو وارد بریتانیا شدند.

اخیرا تهران نیز مورد هجوم پروانه‌ها قرار گرفت.

کریس پکام، طبیعت شناس و مجری تلویزیونی که معاونت این سازمان خیریه را برعهده دارد، ورود موج گسترده پروانه‌ها به بریتانیا را “یکی از شگفتی‌های جهان طبیعت” توصیف کرده است.

به گفته او، پروانه‌ها با سرعتی معادل حدود ۴۸ کیلومتر در ساعت، سفر سالیانه ۱۲۰۷۰ کیلومتری از آفریقا به مدار قطب شمال را پیموده و باز می‌گردند.

آقای پکام همچنین گفته که وجود تعداد بسیار زیاد پروانه‌های “رنگین بانو” در بهار و اوایل تابستان در اروپا به معنای آن است که “۲۰۱۹ احتمالا سال بسیار خوبی” برای آنها است.

او از افرادی که در زمینه حیات وحش فعالیت دارند درخواست کرد که در شمارش این نوع پروانه‌ها کمک کنند.

شمارش این پروانه‌ها از ۱۹ ژوئیه آغاز و تا ۱۱ اوت ادامه خواهد داشت.

باج‌افزار برق‌قطع‌کن

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

ویروسی که به وب‌سایت تامین‌کننده برق ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی حمله کرده، صدها مشتری این شرکت را در تاریکی فرو برد.

شرکت سیتی پاور گفته که ویروس، همه شبکه و پایگاه داده‌های وب‌سایت‌شان را رمزگذاری کرده و به همین علت کاربران نتوانسته‌اند برق خریداری کنند.

این شرکت در شبکه‌های اجتماعی خود هشدار داده تا زمانی که بخش‌های آسیب‌دیده ترمیم نشوند، کاربران نخواهند توانست به سایت دسترسی داشته باشند، برق بخرند یا رسیدهای خرید را بارگذاری کنند.

باج‌افزارها مانع از دسترسی کاربران به سامانه‌های آلوده‌ شده می‌شوند و همان‌طور که از نام‌شان پیداست برای دسترسی مجدد، از قربانیان درخواست پول می‌کنند.

آب‌وهوای سرد ژوهانسبورگ در این وقت سال تامین‌کنندگان برق را تحت فشار قرار داده است.

تماشای یوتیوب و نتفلیکس در تسلا

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

ایلان ماسک بنیان‌گذار تسلا می‌گوید که به زودی خودروها توانایی پخش ویدیو از نتفلیکس و یوتیوب را خواهند داشت.

تسلا پیش از این نیز بازی‌هایی را برای نمایشگر خودرو ارائه داده بود. در ماه ژوئن گذشته، شرکت بتسدا در نمایشگاه سرگرمی‌های الکترونیک E3 اعلام کرد که رانندگان این خودروها خواهند توانست Shelter Fallout بازی کنند. تسلا همچنین کاپ‌هد، شطرنج و برخی از بازی‌های قدیمی آتاری را برای سرگرم‌کردن سرنشینان منتشر کرده است.

این گیم‌ها را فقط در حالی می‌توان بازی کرد که خودرو متوقف شده باشد. بازیکن می‌تواند از فرمان خودرو به عنوان کنترل‌کننده استفاده کند.

آقای ماسک گفته که وقتی قانون‌گذاران موافقت کنند، تسلا به سرنشینان خودرو اجازه خواهد داد تا بتوان وقتی که خودرو در حال حرکت است ویدئو تماشا کرد.

با این حال برهم خوردن احتمالی تمرکز راننده نگرانی کارشناسان را به همراه داشته است.