آئودی و تولید خودروی خودران و برقی

پنجشنبه - ۱۷ مرداد ۱۳۹۸

 

اتومبیل‌های خودران دیگر تنها در فیلم‌های علمی-تخیلی نیستند. شرکت‌هایی مانند تویوتا و فورد، میلیاردها دلار صرف تحقیق و توسعه این تکنولوژی کرده‌اند. سرویس‌هایی مانند uber و Lyft، که در حال حاضر به رانندگان در قبال رانندگی دستمزد پرداخت می‌کنند، به زودی کل ناوگان خود را با ماشین‌های خودران تجهیز خواهند کرد. در چند سال، خواهیم دید که خودروهای خودران به مشتریان عادی فروخته خواهند شد. اما هنوز هم ترس و وحشتی پیرامون آن وجود دارد. شاید دلیل این مسئله این باشد که اکثر مردم نمی‌دانند که این ماشین‌ها چگونه کار می‌کنند. آئودی با شرکت در رویداد Formula Student قصد دارد با سرمایه‌گذاری روی نسل جوان و توان مهندسی آنان، به سمت تولید خودروی خودران و برقی حرکت کند.

آئودی و تولید خودروی خودران و برقی

آئودی با بهره‌گیری از محصولات و توانایی مهندسان، به دنبال آینده‌ای بهتر برای صنعت حمل‌ونقل است. خودروساز آلمانی در رویداد Formula Student germany در هاکن‌هایم حضوری پرشور خواهد داشت؛ در این رویداد، دانشجویان و دانشمندان جوانی از ۲۳ کشور مختلف در چند زمینه با هم رقابت خواهند کرد. آئودی در این مسابقات با ۳ تیم و تنها در بخش‌های خودروی الکتریکی و خودران (بدون راننده) شرکت می‌کند. طبق گفته برگزارکنندگان، تیم‌های شرکت کننده در این مسابقات به دنبال کسب امتیاز در زمینه هزینه و ساخت، طراحی مهندسی، بهره‌وریانرژی و شتاب‌گیری هستند.

آئودی و تولید خودروی خودران و برقی

آئودی برنامه‌های بزرگی برای تولید خودروی خودران و مدل‌های برقی دارد. این شرکت امیدوار است تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۲۰ مدل خودروی الکتریکی به بازار معرفی کند. این خودروساز همچنین قصد دارد نخستین خودروی خودران را تا سال ۲۰۲۱ تولید کند، که براساس خودروی مفهومی آئودی آیکون (Aicon) طراحی خواهد شد. بخشی از این برنامه شامل استفاده از کارشناسان ۲۵ کشور جهان برای توسعه فناوری خودران در مقر آئودی در مونیخ می‌شود. برنامه رانندگی خودران و هوشمند آئودی در زمینه توسعه از ۶۰۰ کارشناس استفاده می‌کند.

آئودی و تولید خودروی خودران و برقی

در حالی که آینده خودروی خودران و فناوری مستقل بسیار درخشان ارزیابی می‌شود، شرکت‌های زیادی در این زمینه وارد شده‌اند. از جمله این شرکت‌ها می‌توان به اپل، گوگل (ویمو)، اوبر، تویوتا، دایملر (مرسدس بنز) و بوش اشاره کرد. اما استفاده از فناوری خودران در خودروی مسابقه‌ای آئودی، به معنی قرار نگرفتن انسان پشت فرمان نیست. تصویری از خودروی مسابقه‌ای آئودی منتشر شده، که دارای کمربند ایمنی و صندلی است؛ اگرچه راننده خودروی خودران آئودی به کار رانندگی نمی‌پردازد، اما در صورت تخطی نرم‌افزار خودران از برنامه می‌تواند تصمیم درست را به صورت لحظه‌ای بگیرد و اجرا کند.

نظام هندسی حاکم بر باغ سازی پلکانی ایرانی

چهارشنبه - ۱۶ مرداد ۱۳۹۸

باغ تخت شیراز

قدم نهادن در باغ های ایرانی ،ما را به اندیشه وا می دارد که چه رمز و رازی در پس ظاهر آراسته ی آن ها نهفته است که بعد از گذشت قرن ها کهنه نمی گردند و همچنان با نگاهی جذاب انسان امروز را به سوی خود دعوت می کنند . آیا این جز پایداری باغ های ایرانی در گذر زمان می تواند باشد ؟

اما آنچه در باغ های ایرانی مبرهن و واضح است ،وجود هندسه انسان سازی است که در کنار طبیعت آنچنان زیبا قرار گرفته است که توانسته فضایی دل انگیز و مطبوع را برای اقلیم گرم و خشک فلات ایران به ارمغان بیاورد . یکی از این اصولی که معماری ایرانی را زنده نگه داشته است ،بهره گیری از تناسبات می باشد .
این نوشتار در ابتدا با بیان و معرفی بخش های مختلف هندسه ی باغ های ایرانی، این بخش ها را در باغ سازی پلکانی ایرانی بررسی می نماید . سپس تناسبات کلی موجود در این هندسه را مورد بررسی قرار می دهد و به تجزیه و تحلیل تناسبات در اجزای باغ تخت شیرازمی پردازد . شایان ذکر است که در این مسیر علاوه بر اسناد موجود ،از توصیفات جهانگردان و تصاویر تهیه شده توسط آن ها ، نیز بهره گرفته شده است .معماری ایرانی دارای ویژگی هایی است که در مقایسه با معماری کشور های جهان از ارزش و رمز و رازی مختص به خود برخوردار است . این ویژگی چون طرحی متناسب ،هندسه ای بدیع ،تناسباتی موزون ،سازه ای دقیق و خلاقیت هایی نو و بالاخره تزییناتی گوناگون که هر یک در غین سادگی معرف شکوه معماری این سرزمین است .
هنر باغ سازی یکی از کهن ترین هنر های ایرانیان است که دارای سنت های ارزشمند و قدرتی معنوی است و به بهترین وجه به سمت شمال – جنوبی جهت گیری می شود . شکل باغ در ایران از دیرباز تا کنون با طبیعت و میزان آب تناسبی کامل داشته ،بنابرین از دیرباز باغ ها به شیوه های گوناگون ساخته شده است . با روی آوردن ایرانیان به دین اسلام ،جها ن بینی اسلامی باعث ترویج باغ سازی ایرانی در تمام نقاط ایران شد . لذا ایرانیان بهشتی را در این عالم طرح کردند که با خصوصیات این دنیا مطابقت دارد اما تصویری از آخرت را تداعی می کندو بالا خره می توان اذعان داشت که باغ ایرانی مزین به نظم و تناسب ،برخوردار از حرمت و محرمیت ،منزه از بیهودگی و افراط و تفریط ،مساعد با قناعت و صرفه جویی و مجهز به پایداری است .
فرهنگ ایرانی انسان را جدا از طبیعت نمی داند بلکه او را همراه با سلیر عناصر طبیعت و جز لاینفک آن و دل سپردن به طبیعت و استفاده از مناظر طبیعی را علاوه بر اینکه پی بردن به آیات و نشانه ها ی خدا می بیند ،موجب حظ بصر و نشاط روان آدمی می داند . از این رو معماری وهنر ایران به شدت طبیعت گرا است . این اصل در باغ ایرانی سبب به وجود آمدن فضاهای نیمه باز مانند ایوان و کوشک شده است پیوند دهنده فضای طبیعت و بخش ساخته شده می باشد .
مهم ترین مشخصه باغ ایرانی که آن را در یک نگاه از باغ های دیگر ملل متمایز می سازد، هندسه حاکم بر آن است ،چراکه طرح کالبدی آن بر اساس ساختار هندسی بسیار دقیق ،حساب شده و منحصر به فرد شکل یافته است که در آن به طور عمده از اشکال مربع و مستطیل استفاده می شود .باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلی ،هندسه و مصالح اجرایی ،دارای تنوع فضایی بی نظیری است . تنوع فضایی باغ با تعریف فضاهای مستقل از هم از طریق محدود سازی ،تنظیم فاصله دید ،بهره گیری از اشکال هندسی ،طرح کاشت ،ترکیب بندی های متفاوت از گونه های گیاهی ،کارکرد های فضایی آب ،بهره گیری از مصالح و امثال آن نمود پیدا می کند . محور های اصلی ، محور های فرعی ،کرت ها ،انواع حوض ها و فضاهای ساخته شده نشان از یک نظم و وحدت سازی در کلیت باغ می دهند .

۱- هندسه حاکم بر باغ سازی ایرانی :

عناصر اصلی شکل دهنده هندسه باغ های ایرانی را می توان در موارد زیر خلاصه نمود :

۱-گستردگی دید :

محوری در باغ ایرانی وجود دارد که در طول بزرگتر آن کشیده شده است . این محور ستون فقرات باغ و مکان استقرار عناصر مهم کارکردی و شکل دهنده منظره اصلی آن است . پدید آوردن فضای تأمل از طریق مواجهه انسان با فضای بی انتها و ساخت و پرداخت منظره بی کران و لایتناهی در عرصه محدود تفرج ،طلب نشاط ،سر خوشی و رهایی از قید های روزمره است . ساماندهی محور اصلی از طریق ایجاد پرسپکتیو های تشدید شونده و تکیه بر ایجاد عمق در فضا صورت می گیرد : خیابانی کشیده تا افق ،بدنه ای از درختان که عمق دید را فراهم می آورد ،جوی آب که تا انتها امتداد یافته ،باغچه های پای درختان و هر عنصر دیگر در جهت تشدید پرسپکتیو ساماندهی می شود . همچنین شیب طبیعی زمین ،موقعیت مناسبی را برای قرار گیری کوشک در نقطه مرتفع فراهم می سازد که تأثیر از معنای فردوس در بهشت شداد می باشد . تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و پایین تر از خط افقی باعث می شود که نزدیک به نظر آید و ناظر را به ادامه مسیر ترغیب کند . برعکس هنگامی که فرد از کوشک نگاه می کند ،فاصله طولانی تر به نظر می آید و به باغ وسعت بیشتری می دهد . همینطور که یکی از اصول معماری ایران درونگرایی بوده است ، باغ ها نیز از این امر تبعیت کرده و دور تا دور آن با دیوار محصور بوده است . علاوه بر عمارت یا کوشک اصلی ،بنای سردر هم وجود داشته است که در راستای محور اصلی قرار داشته است و محل پذیرایی محسوب می شده است .

شکل شماره ۱: قرار گیری بنای سردر و کوشک در راستای محور اصلی باغ

۲-محور های آب :

هنرمند باغ ساز ایرانی در تفسیر خود از باغ به مثابه مکان مقدس ، پیش از همه به سراغ گرد آوری نماد های قدسی می رود که آب در میان آن ها نقش مهم تری دارد . مهم ترین مسأله برای حیات بخشیدن به باغ ،رساندن آب از نقاط دور دست به آنجا بوده که با حفر چاهها و قنات ها این مشکل حل شده است . آب قنات در جوی ها و جدول های منظم قرار گرفته ،با گذر از رگ و شریان اصلی باغ به نحوی به نهر ها و جدول های فرعی جریان پیدا می کند . این روش آبیاری در طراحی باغ تأثیر گذار بوده است یا به عبارت دیگر طراحی باغ بر اساس گذر آب و تقسیم بندی باغچه ها و به وجود آوردن محور های اصلی و فرعی شکل گرفته است .

۳- هندسه مستطیلی :

توجه به اشکال هندسی و ایجاد اشکال مربع برای ساده نشان دادن اجزا باغ و تعیین محل دقیق کاشت درختان به گونه ای که ردیف درختان از هر طرف دیده شود ،دارای اهمیت خاصی بوده است .مداخله انسان در طبیعت در باغ ایرانی به صورت تحمیل هندسه ویژه هنر ایرانی ، که منشأ آن شناخته نشده به ساختار محیط است . در واقع باغ ایرانی در هر جا که مقدور بوده ،مستطیلی ا زمین را به خود اختصاص داده است .

شکل شماره ۲: هندسه مستطیلی حاکم بر باغ سازی ایرانی

 ۴- تقارن :

اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار می رود . در باغ ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است . کوشک های ساخته شده ،متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند . اوج قرینه سازی را می توان در محور های اصلی دید . در محور اصلی حتی درختان ،درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند . باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک ،یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند .

شکل شماره ۳: تقارن طولی به کار رفته در باغ وعمارت هفت تنان در شیراز

۵- مرکزیت :

اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می شود . خصوصاً کوشک هایی با طرح هشت بهشت . این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها در اوج خود می باشد .

۱/۲- باغ سازی پلکانی ایرانی :

در بعضی از موارد که موقعیت طبیعی مناسبی برای ساختن باغ به نحوی وجود داشت که امکان بهره برداری از یک تپه یا دامنه ای با شیب زیاد برای ساختن بخشی از عمارت ها و فضاهای باغ پدید می آمد ٬ باغ را به گونه ای سازمان دهی می کردند که حد اکثر بهره برداری از عرصه های مرتفع و سطوح شیب دار صورت می پذیرد .در باغ های طراحی شده در چنین موقعیتی ٬ در بالای تپه یا در بخشی از دامنه کوه که عرصه و سطحی نسبتاً هموار وجود داشت .برخی از عمارت ها و فضاهای مورد نیاز طراحی و ساخته می شوند و در سطح و عرصه ای دیگر که در پایین تپه و عرصه مزبور قرار داشت .عناصر و فضاهایی که چشم اندازی مناسب فراهم می کردند ساخته می شدند .سطح شیب دار نیز غالباً به عنوان فضای سبز مورد استفاده قرار می گرفت . باغ تخت شیراز و قصر قاجار در تهران ،باغ شازده ماهان از این گونه باغ ها به شمار می آیند .در جدول شماره ۱ به بررسی اصول هندسی باغ سازی ایرانی در باغ های پلکانی ایرانی پرداخته شده است .

۳- باغ پلکانی شیراز (باغ تخت قراچه ) :

باغ تخت شیراز یکی از چهار باغ مشهوری است که بنا به نوشته ابن عربشاه در عجایب المقدور و شرف الدین یزدی در ظفر نامه ٬ پیش از دوره گورکانیان وجود داشته است .اساس عمارت اولیه توسط اتابک قراچه گذارده شده و به همین مناسبت به نام باغ تخت قراچه مرسوم گشته است .

توصیفات جهانگردان از باغ تخت شیراز :
۱ -جکسن :

راه عمده ای را که از تنگ الله اکبر به شیراز می رود از دو سو باغ ها در بر گرفته اند . که از آن جمله هفت تن و چهل تن در جانب مشرق است که میعادگاه درویشان می باشد .در جانب مغرب نیز محوطه ای مشابه هست که یکی از جالب ترین آن ها باغ تخت است که من به خصوص به تماشای آن رفتم .این باغ در نقطه مرتفعی که مشرف به شهر است . در شمال غربی شیراز قرار دارد و شاه پیروزمند قاجار آغا محمد خان آن را در محل باغ قدیمی تری ساخته است که برای این منظور بسیار مناسب بوده است .آن را صفه صفه ساخته اند و چشمه ها و جویبارها و نهر ها آب هایشان را به صورت آبشارهای کوچک بر روی تخته سنگ های مرمرینی که در میان حوض های سنگی قرار دارند و میریزند .کنار جویبارها را سنگ تراشیده کار گذاشته اند و در حاشیه خیابان ها و راهرو های باغ درختان سرونارنج صف کشیده اند .هنگامی که من به تماشای باغ رفته بودم ٬حوض بزرگ وسط باغ پر بود ولی آبشار ها از ریزش باز مانده بودند و من فهمیدم که در خشکی تابستان همه چیز می خشکد و جای رطوبت و طراوت را گرد و خاک می گیرد .دیوارهای اطراف محوطه و پلکان های صفه سالم نمانده بودند و رو به ویرانی داشته .عمارت کلاه فرنگی که زمانی بر روی آخرین صفه به زیبایی سر بر افرشته بود .اینک ویران و متروک بود .با این همه هنوز از جلال و شکوه آن چندان باقی بود که زیبایی لوکزامبورگ کوچک گذشته حکایت کند و هنوز برای شیرازیان جای مناسب و دل انگیزی است که عصر ها بیایند و از هوای خنک دم غروب آن بهره مند شوند .

۲- ویلبر :

عکسی که در حدود نیم قرن قبل گرفته شده باغ را به صورت ویرانه ای نشان می دهد .از آن موقع تاکنون ساختمان های ویران شده قسمت مرتفع را تجدید کرده اند .
لیکن استخر بزرگ آن اکنون خشک و خالی است و حتی امروز که باغ ویران وخراب شده باز هم جالب توجه است .چون نمونه کاملی از باغی است که با چشمه ای آبیاری می شود و آب آن در یک استخر بزرگ جمع می شود .این قبیل استخرها را دریاچه های کوچک می نامیدند و بدیهی است که تا سر حد امکان آن را بزرگ می ساختند . نوع باغ های تپه مانند در باغ هایی که در سراشیبی و یا به طور پلکانی ترتیب داده شده ٬ در آذربایجان و هند نیز مشاهده می شود . طرح هایی که بابر در زمان های قدیم تهیه می کرد٬ احتمالاً تحت تأثیر و نفوذ طرح های ایرانی بوده است .حقیقت این است که به هیچ طریق نمی توان دانست که ایجاد این نوع باغ ها چگونه در ایران رواج یافت .

۳- ادوارد براون :

مقداری با فاصله به طرف شمال غربی ٬ باز هم دور تر از جاده و دامنه تپه ها ٬ باغ باشکوه ٬ اما رسیدگی نشده ای به نام باغ تخت است که به خاطر تراس ها و ساختمان های سفید رنگی که در انتهای دورتر آن احداث شده اند و از بالای خیابان هایی که در طرفین آن را درختان ارغوان پوشانده اند به شه می نگرد از بقیه متمایز تر است .

۴- فرصت الدوله :

فرصت الدوله اشعار زیر را درباره باغ های آباد شیراز در عهد قاجاریه نقل می کند که در آن از تعدادی باغ های مشهور نام برده شده است .
یکبار اگر گشایی آن روی دل گشا را صد شکر از عنایت گویم ز دل خدا را
آن را که از رخت هست در خانه یک جهان گل کی آورد به خاطر باغ جهان نما را
باغ نظر چو دارم ز آن عارض چو جنت سوی ارم نخوانید این عاشق لقا را
از وعده بهشت است خشنود شیخ وزان حور حاصل بود علی النقدرشک بهشت ما را
خوش گلشنی ز کویش دارم که شه ندارد کو باغ تخت نبود داور من گدا را

۵- مؤلف فارسنامه ناصری درباره این باغ چنین نوشته است :

در جانب شمال شیراز به ساخت یک میل کمتر حصاری از چینه کشیده . انواع درخت ها در آن کاشته اند و اکنون بیشتر آن خشکیده و قطع شده در جای آن ها زراعت کنند و حصارش خراب و بی تعمیر باقی است . در جنب صبوی این باغ پارچه کوهی به بلندی سی ذرع به پهنای صد ذرع به مسافت صد گام از کوه جدا شده ٬ در سال ۴۸۰ اتابک قراچه والی مملکت فارس بر پشته این پارچه کوه عمارتی ملوکانه ساخته نامش را تخت قراچه گذاشت و جدولی را از نهر اعظم شیراز جدا کرده ٬ از دامنه کوه شمالی شیراز در برابر این پشته رسانیده٬ شتر گلویی را از زیر زمین گذرانیده داخل این عمارت نموده . حوض و باغچه آن را آب داد و بعد از سال ها خراب گشته جز نامی از آن باقی نبود و در سال ۱۲۰۸ به فرمان……. آغا محمد خان قاجار ………اساسی محکم و بنایی مستحکم در جای عمارت تخت قراچه گذاشته ٬ تخت قاجارش فرموده و در سال ۱۲۶۱ بفرموده …….. محمد شاه قاجار ….این عمارت را به چند مرتبه پرداخته ٬ طاق نماها ساخته ٬ صحن مرتبه ا درختان نارنج کاشته ٬ مرتبه دیگر حوض های کشکولی مرتب نموده و به این ترتیب به آخر رسانیدند و در دامنه مرتبه آخرین آن ها دریاچه وسیعی در جای دریاچه پیشینش و از خیانت کار کن یا کارفرما آب را زیاده از هفته نگاه ندارد ٬در جانب این دریاچه درخت های سرو و کاج کاشته اند و عمارت تخت قاجار از زیور جوانی روی به پیری گذاشته .

۴- نتیجه گیری :

با توجه به بحث های گفته شده و توصیفات ارائه شده ، می توان موارد زیر را برای هندسه موجود در باغ های پلکانی ایرانی (باغ تخت شهر شیراز ) بیان نمود :

* باغ ایرانی هرجا که مقدور بوده است ، فضای مستطیل شکلی را به خود اختصاص داده است ودر تمامی نقاط تحمیل این هندسه به محیط طبیعی اطراف مشهود است . این موضوع در باغ های پلکانی حایز اهمیت می باشد .
اصول هندسی حاکم در نظام باغ سازی پلکانی به همان گونه ای تبلور یافته که در باغ های مسطح حضور داشته است با این تفاوت که تجلی آب و بهره گیری از صوت و حرکت ایجاد شده توسط این عنصر قدسی برجسته تر می باشد . بنابراین تمامی اصول هندسی گفته شده چون تقارن ، گستردگی دید، محور آب ، هندسه مستطیلی و مرکزیت به طور قاطع در باغ های پلکانی نیز وجود دارد .

چرا آب کفش‎های ورزشی ‘نایک’ را به ساحل ‌آورد؟

سه شنبه - ۱۵ مرداد ۱۳۹۸

در طول سال گذشته صدها جفت کفش‌ ورزشی پوشیده نشده در سواحل مختلف دنیا، از برمودا تا باهاما و از ایرلند تا اورکنی پیدا شدند. اما این که چرا این اتفاق افتاده و دلیلش چیست، سوالی است که دانشمندان به دنبال جوابی برای آن هستند.

در سپتامبر ۲۰۱۸، در جزیره فلورس واقع در مجمع‎الجزایر آزور، گوی ریبیرو متوجه چیزهای عجیبی شد که آب با خود به ساحل می‎آورد.

تعداد این اشیاء در ابتدا انگشت‎شمار بود؛ اشیا معمولی گم شده که در مقایسه با میزان زباله‎ای که انسان‎ها وارد آب اقیانوس‌ها می‎کنند ناچیز به حساب می‎آمد.

کمی بعد اما معلوم شد آنچه آب به سواحل مجمع‎الجزایر آزور می‎آورد بخشی از یک مجموعه بزرگ‎تر است.

کتانی، دمپایی‎های لاانگشتی و انواع و اقسام کفش‎های دیگر به طور مرتب با آب به ساحل آورده می‎شدند و این موضوع نظرها را به خود جلب کرد.

این کفش‎ها همه برند و مدل یکسان داشتند و روی اتیکت پشت زبانه دست کم بعضی از آن‎ها تاریخ تولید یکسانی هم چاپ شده بود. جالب‏تر این که هیچ کدام از این کفش‎ها و دمپایی‎ها ظاهرا تا حالا پوشیده نشده بودند.

طی ماه‎های بعد، آقای ریبیرو نزدیک به ۶۰ کفش ورزشی نایک و تعداد زیادی کفش تولید برندهای دیگر در ساحل پیدا کرد. موضوعی که خبرش به تدریج همه جا پیچید.

کی از چندین کفش ورزشی نایک که لیام مک‎نامارا در ساحل غربی ایرلند پیدا کرد. او گفت بیشتر از ۱۰۰ لنگه کفش پیدا کرده است

۷ ماه بعد، ۲ هزار و ۲۵۰ کیلومتر آن‎‎طرف‎تر، در کورنوال بریتانیا تریسی ویلیامز متوجه اتفاقی مشابه شد. او می‎گوید: “یکی از دوستانم که در ایرلند زندگی می‎کند از من پرسید در ساحل کفش پیدا کرده‎ام. روز بعد به ساحل رفتم و چند تایی پیدا کردم. “

” نظافتچیان ساحل و ساحل‏روب‎ها معمولا با هم در تماسند. به همین دلیل وقتی آب اشیا خاصی را با خود می‎آورد زود مطلع می‎شویم و دنبالش می‏گردیم.”

علاوه بر مجمع‎الجزایر آزور و جنوب غربی انگلستان، سواحل برمودا، باهاما، فرانسه، ایرلند، اورکنی و جزایر مانش هم تاکنون شاهد اتفاقی مشابه بوده‎اند.

آقای ریبیرو می‎گوید: “طبق تحقیقاتی که من انجام داده‎ام، این کفش‎ها احتمالا متعلق به ۷۰ تا ۷۶ کانتینری هستند که از عرشه کشتی مارکس شانگهای به آب افتاده‎اند.”

اوایل بهار سال گذشته، کشتی کانتینری مارکس شانگهای با ۳۲۴ متر طول و گنجایش بیش از هزار کانتینر، از نورفک در ایالت ویرجینای آمریکا به سمت جنوب ساحل شرقی آمریکا و شهر چارلستون در کارولینای جنوبی در حرکت بود.

این کشتی عصر روز سوم مارس، در ۱۷ مایلی خلیج کوچک اورگان در نزدیکی ساحل کارولینای شمالی گرفتار طوفان شد و باد شدید و امواج خروشان آب تعدادی از کانتیرهای آن را از عرشه به آب انداخت.

در آن زمان رسانه‎ها گزارش دادند که نیروهای امدادی موفق به پیدا کردن ۹ کانتینر معلق روی آب شدند. اما ۷ تا از آن‎ها کمی بعد زیر آب رفتند.

نمی‎توان با قطعیت گفت که همه کفش‎های پیدا شده متعلق به کشتی مارکس شانگهای بوده‌اند. هم زودیاک ماریتیم، کمپانی مالک این کشتی و هم شرکت تولید پوشاک نایک ترجیح دادند به سوالات بی‌بی‌سی در این رابطه پاسخ ندهند. با این حال دو برند کفش با نام‎های “تراینگل” و ” گریت وولف لاج” تأیید کردند محصولاتشان که در ساحل پیدا شده بخشی از بار کشتی مارکس شانگهای بوده‎ است.

آقای ریبیرو البته تنها نظافتچی ساحل نیست که معتقد است این کفش‎ها از کشتی مارکس شانگهای آمده‌اند. لیام مک‌نامارا، از شهر کانتی کلیر در ساحل غربی ایرلند بیش از ۱۰۰ لنگه کفش پیدا کرد که بیشترشان نایک بودند. به عقیده او این کفش‎ها ” به طور قطع” از این کشتی باربری به آب افتاده‎اند.

او می‎گوید: ” یک کمپانی گفته باری که در این کشتی داشته گم شده و یک شرکت دیگر هم زیر آب رفتن محموله‎اش را تأیید کرده است. سر و کله این کفش‎ها همه جا پیدا شده است.”

اما اتفاقاتی شبیه به این چه عواقبی می‎توانند داشته باشند؟

لارن آیلز، عضو انجمن حفاظت از دریا و اقیانوس‎ها می‎گوید: ” این‎ها هر چه هستند – چه به کف اقیانوس بروند چه آب آن‎ها را به ساحل بیاورد – تأثیری زیان‎بار بر حیات وحش دریایی خواهند داشت. این کفش‎ها با گذشت زمان به میکروپلاستیک تجریه خواهند شد، ذرات بسیار ریز پلاستیکی که تأثیری بسیار زیادی بر حیات وحش شگفت‎آور بریتانیا و تمام دنیا خواهند داشت.”

برآوردها یکسان نیستند اما گفته می‎شود سالانه نزدیک به ۱۰ میلیون تن پلاستیک به اقیانوس‎ها وارد می‎شوند.

خانم آیلز در پاسخ به این سوال که ورود محتویات این کانتینرها به اقیانوس چه میزان آلودگی ایجاد خواهد کرد، می‎گوید: “فکر نمی‎کنم اطلاعات کافی برای رسیدن به یک نتیجه قطعی وجود داشته باشد.”

بنا بر تخمین شورای جهانی حمل و نقل آبی از مجموع ۲۱۸ میلیون کانتینری که سالانه توسط کشتی‎های باربری منتقل می‎شوند، کمی بیش از ۱۰۰۰ کانتینر به آب می‌افتند. دکتر کرتیس ابسمیر، دانشمند اقیانوس‎شناس اوایل دهه ۱۹۹۰ به نایک کمک کرد محموله کفش‎هایش را که در آب افتاده بود جمع کند. او معتقد است رقم واقعی احتمالا بالاتر از این است: “این رقمی است که این صنعت دوست دارد مطرح کند. من فکر می‎کنم هر سال چندین هزار کانتیتر در آب می‎افتند. سوال اصلی اما این است آن‎ها حاوی چه چیزی هستند؟”

دکتر ابسمیر می‎گوید دانستن جواب این سوال دست کم به تخمین میزان باری که به دریا ریخته شده، کمک می‎کند: ” یک کانتینر گنجایش حدود ۱۰ هزار کفش کتانی را دارد. بنابراین اگر ۷۰ کانتیتر را در ده هزار کفش کتانی ضرب کنیم، متوجه می‎شویم حداکثر ۷۰۰ هزار کفش کتانی می‎تواند در آب وجود داشته باشد.”

چنین اتفاقاتی هر چند برای محیط زیست زیان‎آور هستند اما می‎توانند به دانشمندان در شناخت بیشتر اقیانوس‎ها و جریان‎های آبی آن‎ها کمک کنند.

در حالیکه آب تعداد زیادی از کفش‎های کشتی مارکس شانگهای را به ساحل‎ آورده، تعداد بیشتری از آن‎ها احتمالا در شبکه‎ای از جریان‎های آبی قدرتمند اقیانوس اطلس. شمالی گیر کرده‎ افتاده‎اند.

به گفته دکتر ابسمیر، این که کفش‎ها چه زمانی و کجا پیدا می‎شوند می‎تواند به ما بگوید سرعت این جریان‎های آبی چقدر است: “اگر در مدت زمانی کمی بیشتر از یک سال نیمی از مسیر اقیانوس اطلس شمالی ( از کارولینای شمالی تا بریتانیا) را طی کرده باشند، یک دور گردش کامل در این اقیانوس برای آن‎ها نزدیک به سه سال طول خواهد کشید. البته دانشمندان اقیانوس‎شناس زیاد روی این موضوع مطالعه نکرده‎اند. “

دکتر ابسمیر می‎گوید حتی شکل کفش‎ها می‎توانند مشخص کنند آن‎ها دست آخر از کجا سر در خواهند آورد: “کفش‎های کتانی پای راست و چپ با ورزش باد در جهت‎های مختلف حرکت می‎کنند و به جاهای مختلفی می‎روند. بنابراین در بعضی از سواحل فقط کفش‎های مربوط به پای چپ پیدا می‎شوند و در برخی دیگر فقط کفش‎های مربوط به پای راست.”

با وجود انتقادهایی که نسبت به صنعت کشتیرانی تجاری وجود دارد، دکتر ابسمیر معتقد است این صنعت در مسیر بهتری پا گذاشته هر چند به گفته او آن‎ها کارهای بیشتری می‎توانستند انجام دهند: ” چیزی حدود ۳۰، ۴۰ ، ۵۰ سال طول می‎کشد تا اقیانوس از شر این آشغال‎ها خلاص شود. به نظرم کمپانی‎هایی که بارشان به آب می‎افتد فکر می‎کنند ما این موضوع را فراموش می‎کنیم. اما آب این محصولات را به ساحل می‎آورد. باید چه کار کرد تا کمپانی‎ها مسئولیت این اتفاقات را بپذیرند؟ در حال حاضر هیچ کس پاسخگو نیست.”

بخشی از مشکل این است که شرکت‎ها تنها در صورتی موظفند مفقود شدن کانتینرهایشان را گزارش دهد که یا برای سایر کشتی‎ها خطر ایجاد می‎کنند یا محتوی موادی باشند که برای محیط زیست دریایی مضرند مثلا مواد شیمیایی خورنده یا سمی.

هر چند از نظر انجمن حفاظت از دریاها و اقیانوس‎ها محصولاتی مثل کفش‎های ورزشی به محیط زیست آسیب می‎زنند، اما طبق قانون آن‎ها در دسته بارهای “زیان آوری” که مفقود شدن‎شان باید گزارش داده شود، قرار نمی‎گیرند.

سازمان جهانی دریانوردی به بی‌بی‌سی گفت روند تشخیص و گزارش کانتینرهای گم‎شده به کار بیشتری نیاز دارد و این سازمان همچنین برای رسیدگی به مسأله زباله‎های پلاستیکی که کشتی‎ها به آب می‎ریزند، یک برنامه اجرایی مفصل طراحی کرده است.”

برای خانم ویلیامز که روزی چند بار ساحل نزدیک خانه‎اش در منطقه نیوکوی شهرستان کورنوال در جنوب غربی انگلستان را تمیز می‎کند، هیچ راه‎حل آسانی وجود ندارد.

او می‎گوید: “هیچکس نمی‎خواهد محصولاتش در سواحل پخش شوند و اقیانوس را آلوده کند. اما به نظرم بهتر است شرکت‌ها نسبت به محصولاتشان، روراست‎تر باشند. این که اشتباهشان را بپذیرند و بگویند: بله، یک حادثه اتفاق افتاده است.”

آقای مک‎نامارا می‎گوید: “از این دست اتفاق‎ها پیش خواهد آمد اما به نظر می‎آید هیچکس نمی‎خواهد مسئولیتشان را به گردن بگیرد. حرف آخر را باید شرکت‎های باربری بزنند چون آن‎ها مسئول بار خود هستند.”

شیوه های باغ آرایی و عناصر شکل دهنده باغ ایرانی

سه شنبه - ۱۵ مرداد ۱۳۹۸

شیوه های باغ آرایی و عناصر شکل دهنده باغ ایرانی هنر باغسازی و ایجاد فضای سبز از قبل از هخامنشیان و بعد از آن در تخت جمشید به اعلاترین درجه خود رسیده است .

این هنر یکی از کهنترین هنرهای ایرانیان است که دارای سنتهای ارزشمند و قدرتی معنوی است. شکل باغ در ایران از دیرباز تاکنون با چگونگی طبیعت و میزان آب تناسبی کامل داشته است. بنابراین باغها را از دیرباز به شیوه‎های گوناگون می‎ساخته اند.

انواع باغ ایرانی :‌در یک تقسیم بندی کلی با توجه به خصوصیات کالبدی می‎توان باغهای زیر را برشمرد:

 – باغ واقع در محیط های هموار : مانند باغ فین کاشان و باغ ارم شیراز

– باغ فین کاشان
– باغ ارم شیراز
 – باغ واقع در روی تپه :‌ مانند باغ تخت شیراز و قصر قاجار تهران
– باغ تخت شیراز

– باغ آبی : مانند شاه گلی تبریز

– باغ خانه :‌ مانند باغ امیر طبس

 – باغ واقع در کنار رودخانه : مانند کاخ آئینه اصفهان در دوران صفوی

کاخ آیینه اصفهان و با توجه به کارکرد اصلی باغ از انواع باغهای زیر می‎توان نام برد:

 – باغ میوه : ساده ترین باغ از لحاظ طراحی و سودمندترین نوع از لحاظ اقتصادی

– باغ سکونتگاهی :‌ باغی که بسیاری از اعیان و رجال، عمارت مسکونی خود را در آن می‎ساختند.

 – باغ سکونتگاهی – حکومتی: باغی که در شهرهای کوچک فاقد تشکیلات اداری و نظامی، حاکم شهر در آن سکونت میکرد و علاوه بر عمارت مسکونی دارای عمارتی برای اشتغال به امور حکومتی نیز بود.

– باغ حکومتی :‌ باغی در پایتختها و شهرهای مهم کشور که در آن طراحی فضاهای سکونتگاهی و دیوانی و خدماتی به نحوی بود که اختلالی میان فعالیتها ایجاد نگردد.

– باغ مزار : نوعی باغ که غالباً تمام یا بخشی از عرصه آن به مزار اختصاص یافته است.

باغ آرایی ایرانی : – باغ ایرانی همواره با دیواری محصور است که عموماً بلند و از خشت خام یا آجر بوده است و فاقد هیچگونه تزئینی است (مگر حصار باغهای حکام قدیم و توانگران هر منطقه) ، لذا باغ ایرانی هم خلوتگاهی برای آرامش و گوشه نشینی و هم حفاظتی برای احساس و تأمین امنیت بوده است – هندسه باغ ایرانی اصلی مهم در باغسازی ایرانی است. توجه به اشکال هندسی و ایجاد اشکال مربع برای ساده نشان دادن اجزاء باغ و تعیین محل دقیق کاشت درختان به گونه ای که ردیف درختان از هر طرف دیده شود، دارای اهمیتی خاص بوده است. درباغ ایرانی تأکید بر میان آسه اصلی است. گذرگاهی چهار جانب باغ را دور می‎زند. مسیرهای فرعی، باغ را به باغچه‎ها تقسیم می‎کند و باغچه‎ها کرت‎ها را در بر دارند. – عنصر آب جاری اصلی ترین عنصری که همواره به باغ ایرانی حیاتی دوباره بخشیده است. آب قنات در جدولها وجویهای منظم قرار گرفته و با گذر از نهر اصلی به نهرها و جدولهای فرعی جریان می‎یابد. – جدولهای باغهای تزئینی که به حوضها می‎پیوسته‎اند معمولاً با سنگ و آجر ساخته می‎شده است. – نمایش آب با انتخاب سطوحی برای پله پله کردن مسیر جریان آب و تند و پر سر و صدا کردن آن صورت می‎گرفته است. – آب نما که بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به اشکال مربع و چند ضلعی و بیضی ساخته می‎شده اغلب در مقابل عمارت باغ احداث گردیده ، گاهی نیز بصورت حوضخانه در داخل عمارت باغهای قدیمی ایجاد می‎شده است. – استخر را در میان باغ در مقابل بنا می‎ساخته اند. استخر باغهای قدیمی غالباً عمیق و دارای چندین فواره بوده است، از جمله استخر بزرگ باغ هزار جریب نو اصفهان در دوره صفوی که پانصد فواره داشته است. در دوران پیش از اسلام و اوایل اسلام استخرهای گرد معمول بوده است ولی بعد از آن ساخت استخر بصورت مربع با مستطیل صورت می گرفته است. – کوشک باغ را در نقاط مختلف باغ می‎ساختند. وسط باغ به گونه‎ای که از چهار طرف دیده شود، یکطرف باغ به گونه ای که منظر اصلی در امتداد محور طولی باغ ایجاد شود، به نسبت یک سوم در امتداد محور طولی از جمله نقاط باغ است که در آن کوشک را بنا می‎کرده اند. – باغهای ایرانی به جهت گرمی و خشکی هوای این مرز و بوم اغلب دارای درختان سایه‎دار و انبوه بوده است. استفاده از درخت و گل و گیاه نیز در هر مکان منطق خاص داشته است. در کنار دو جوی خیابانهای سراسری درختان سرو ، کاج و شمشاد می‎نشاندند. کاشت درختان سپیدار و تبریزی و زبان گنجشک درزمینهای رسی معمول بوده است. پیرامون استخر را درختان نارون و افرا و بید و ارغوان تشکیل می‎دادند. کرتهای دو سوی خیابانهای باغ را نهالهای میوه وکرتهای پیرامون باغ را مو و خیابان کمربندی باغ و گوشه و پناه دیوارها را انجیر و سنجد و عناب می‎کاشتند. به جای کاشت درختان و بوته های بلند در میان کرت که چشم انداز ساختمان باغ را بپوشاند اسپست (نوعی یونجه) کاشته می‎شده است.

گلها نیز نقشی خاص در باغها داشته اند. گلهای فصلی را جلوی کوشکها و گلستان باغ، گلهای کوچک عطری را در کنار و پای درختان ، پیازها و پیازچه‎ها را درون اتاقها می‎کاشتند. – در بعضی باغها در قسمتی از محوطه باغ، باغچه یا گلزار یا گلستان را به جای استخر در نزدیک کوشک می‎ساختند. در نقاطی نزدیک باغچه و مقابل بناهای فرعی بطوری که منظر مسدود نشود نیز سبزیکاری صورت می‏گرفته است. بررسی‎های یاد شده ، طیف گسترده ترکیب منظم باغ ایرانی را در تمام طول تاریخ نشان می‎دهد. عناصری که با تناسب، نیاز را پاسخگو هستند. باغ ایرانی اثری هنری و زیباست که در مجموع و در تمام جزئیاتش فایده ای نهفته است.امروز باغ ایرانی گذر تاریخ را طی کرده و دستخوش تغییراتی جدید شده است. تغییراتی که با هویت باغسازی ایران فاصله ای بسیار دارد.اما آینده هنر باغسازی ایرانی به کجا می‎رود؟ باغ ایرانی را چه می‎شود؟ تنها می‎توان گفت : ای قصر دل افروز که منزلگه انسی    یارب نکند گردش ایام خرابت

معرفی گونه درختی چنار وجایگاه آن

دوشنبه - ۱۴ مرداد ۱۳۹۸

ایرانیان از دیرباز به مقوله درخت ، باغ و باغ داری اهمیت خاصی داده اند

واژه زیبای پردیس در فارسی باستان به معنی باغ به کار می رفته است . واژه انگلیسی Paradise به معنی بهشت از همین کلمه گرفته شده است . ساخت و ایجاد باغ ازجمله هنر های ایرانیان کهن است که شهرت جهانی داشته و از لحاظ فن محوطه سازی و استفاده از عناصر آب و گیاه به ویژه درخت و نحوه بنا سازی در نوع خود ببی نظیر بوده است . روحیه بسیار لطیف وشاعرانه و علاقه و دلبستگی وافر به طبیعت و فضای سبز و نبوغ سرشار از هنر و خلاقیت از طرفی و لزوم بستر سازی و ایجاد تغییرات در محیط زندگی در جهت استفاده هر چه بهتر از امکانات و تامین و تضمین رفاه وآسایش در محیط های شخصی وعمومی از طرف دیگر باعث گردیده است که فضاهائی بدیع و سرشار از لطافت و زیبائی به دست توانا و هنرآفرین این مردمان خلق گردد . روح خلاق، هنر والا ،احساسات شدید ، مملو از لطافت و عشق عمیق به طبیعت و عناصر تشکیل دهنده آن به ویژه گیاهان دست به هم داده و به نحو احسن در مناطق مختلف فضاهای جذاب ،دلنشین و تحسین بر انگیز به ویژه در مناطق خشک و بیابانی که وجود چنین مکان هائی به خصوص برای مسافران وگردشگران بسیار ضروری است به وجود آورده است . دلیل عینی این مطلب وجود باغ های ایجاد شده در شهر های بزرگ وکوچک وحتی روستا هاست که برخی خوشبختانه هنوز به همت وعنایت افراد آگاه وعلاقه مند تاکنون حفظ گردیده است. در اثبات میزان توجه مردمان این مرز وبوم همین بس که در ساختن منازل مسکونی در صورت توانائی مالی سبک و سیاقی به کار میبردند که جایگاه فضای سبز از جمله درختکاری ،گل کاری , آب نما و … پیش بینی شده و خود نمود عینی از این قبیل باغ هاگشته است . جالب توجه اینکه حتی در مناطق کویری و خشک از جمله خور و بیابانک وطبس ایجاد باغ به این صورت چنانچه ذکر شد فضاهای مناسبی فراهم گردیده است . در سیاحت نامه های نگارش شده به قلم جهانگردان داخلی وخارجی از این نوع باغ ها یاد شده است . به طوری که به لطف ابتکار و هنر ناب و کم نظیر ایرانی بیابان خشک و بی آب و علف به محیطی سرسبز و آباد مبدل شده است . به کار گیری سبک و سیاق خاص در این مقوله خود باعث گردیده است که باغ های از این دست تحت عنوان باغ های ایرانی در دنیا از سایر فضاهای ایجاد شده از این نوع مشخص گردد .متاسفانه تعداد قابل توجه ای از این دست فضاهای ایجاد شده توسط افراد مختلف علاقه مند در سطوح مختلف چه حکام و دست اندر کاران حکومتی ، متمولین و … به علل گوناگون از جمله بروز جنگ ها، حوادث طبیعی ( از قبیل زلزله و … ) و دیگر عوامل تخریب شده و یا کاملا از بین رفته است .با توجه به روند روز افزون رشد جمعیت وگسترش شهرنشینی به ویژه در چند دهه اخیر تغییر کاربری اراضی کشاورزی و تبدیل عرصه های طبیعی ومصنوعی سبز به اماکن مسکونی وتجاری شدت یافته و هر زمان شاهد تخریب و تبدیل عرصه ها و از بین رفتن سطح وسیعی از فضاهای سبز و مشجر از این دست می باشیم . حال بر مسئولین امر و دست اندر کاران و علاقه مندان به حفظ طبیعت و آثار سنتی و طبیعی است که هر چه زودتر نسبت به جلوگیری از این روند نا خوشایند اقدام لازم نمایند تا این سرمایه های ملی که هر کدام نمایان گر آداب , سنن بوده و نماد فرهنگ ایران و ایرانی است به نحو احسن حفظ گردد .

ایجاد و احداث باغ در ایران چنانچه ذکر گردید به عنوان یک ضرورت از قدیم الایام مرسوم بوده است و ایرانیان در این زمینه با استفاده از روح خلاق و ویژگی بارز عشق به طبیعت و به کارگیری مسائل فنی و مهندسی و آمیختن آن با جنبه های هنری از نوع شرقی آن هم هنر لطیف و عمیق ایرانی به آفرینش فضا های سرشار از زیبائی و محیط و فضا های کم نظیر پرداخته اند .در احداث مکان ها ئی از این دست دقت نظر و رعایت جوانب مختلف به نحو احسن صورت می گرفته است . به عنوان مثال هر بیننده خوش ذوق به محض ورود به باغ به تقارن موجود در انتخاب و قرار دادن عناصر مختلف استفاده شده از قبیل ساختمان ها , درختان , انهار و سایر عناصر پی می برده است . در واقع در اکثر قریب به اتفاق فضاهای ایجاد شده از این دست در نقاط مختلف این مرز و بوم این موارد با حساسیت خاص منش و روحیات ایرانی رعایت شده است . از این میان می توان از باغ فین کاشان ، باغ نظر کرمان ، باغ نظر کازرون ، باغ شاهزاده ماهان و باغ های چهل ستون , نظر اصفهان، باغ مهتر علی شاه , باغ فیروزی و باغ اهوستان در یزد یاد کرد . در واقع در تمامی شهر های کویری هم چون کاشان ، یزد , طبس ، کرمان ، بیرجند ، گناباد ، فردوس ، نیشابور ، سبزوار ، بیهق ، دامغان ، سمنان ، ری ، قم ، خور و بیابانک در هر جا جویبار و چشمه ساری باشد باغ ایرانی به نوعی با وجود تفاوت هائی پدیدار می گردد . در احداث باغ های سنتی به طور معمول از گونه های گیاهی مختلف درختی , درختچه ای و … اعم از بومی وغیر بومی استفاده می شده است. از این میان گونه های درختی جنس چنار در واقع جزئ عناصر اصلی این فضاها بوده اند .در ایران با توجه به حضور گونه چنار معمولی ( Platanus orientalis) که ظاهرا وارداتی است دربین این گونه ها از دیرباز جایگاهی خاص دارد . البته بر اساس اطلاعات بدست آمده از منابع موجود در مورد این گونه استنباط می گردد که پایه های قدیمی آن به صورت بومی در مناطق غربی ایران از جمله تنگ ملاوی در استان لرستان دیده شده و در حال حاضر نیز وجود دارد .

مشخصات و ویژگیهای گونه:‍

این گونه با نام علمیPlatanus orientalis L. از خانواده Platanaceae می باشد که در زبان انگلیسی به آن oriental plane ، Plane tree یا sycamor plane و در زبان فرانسهPlatane می گویند. نام این گونه از واژه یونانی Platanos گرفته شده است.این گونه درختی خزان کننده که رشد قابل توجه دارد دارای تنه اصلی بوده وارتفاع آن به حدود ۲۵ تا ۳۰ متر می رسد . پوست تنه آن خاکستری مایل به سبز ( شفاف ولکه دار ) ،صاف ،لکه ای و ریزان ، برگ‌ها پهن ،طویل ،پنجه ای ودندانه دار،پنج یا هفت بخشی دندانه دار شبیه برگ افرا وخزان کننده ، (برگهای پائیزی به رنگ زرد تیره و خوش منظر ) ، برگها در جوانی کرکدارونمدی است که بتدریج کرک‌‌ها زدوده می شود . گل آذین کروی و مرکب ،یک پایه بر روی پایک بلند وآویزان و فصل گلدهی در بهاراست . در زیر و روی برگ های آن بریدگی های عمیق و کرک دیده می شود . در بعضی نقاط کشور از جمله استان تهران ( تهران , …. ) استان اصفهان ( اصفهان , نطنز , خوانسار , گلپایگان , …. ) پایه های کهنسال آن با قطر برابر سینه بیش از یک تا دو متر دیده شده است .‍

این گونه درختی با نمائی با شکوه و تاج پوشش بزرگ و قابل ملاحظه به علت داشتن شاخه و برگ زیاد و متراکم در بیشتر مناطق از قدیم درفعالیت های درخت کاری و ایجاد فضاهای ی سبز به ویژه در کنار معابر و خیابان ها به صورت ردیفی کاشته می شود . گونه دیگری از جنس Platanus که به نام چنار لندنی معروف و اصل آن از اروپا است وجود دارد . این گونه دارای برگ های پنج لبه افرائی شکل بوده و بذر آن با پوشش توپی شکل می باشد . پوست این گونه نیز صاف است که به تدریج به صورت قطعات نامنظم جدا شده به طوریکه پس از جدا شدن کامل آن تنه درخت رنگ ابلق به خود می گیرد . لازم به ذکر است که از نظر گیاه شناسی هنوز این گونه مشخص نشده و در این مورد بین متخصصین امر اختلاف نظر وجود دارد . به نظر می رسد این گونهP. hispanica یا P. acerifolia باشد . ارتفاع این گونه به حدود ۲۵ متر می رسد .

محاسن و معایب :

محاسن :

این گونه درختی با توجه به ارتفاع بلند و حالت افراشته و انبوهی شاخه و برگ فضای سبز قابل ملاحظه‌ای ایجاد کرده و شکوه خاصی دارد . رنگ برگ های آن با گذشت زمان از اواخر فصل تابستان تغییر یافته و طیفی از رنگ های گرم از قبیل زرد , نارنجی و قرمز را ظاهر می سازد که این خود از نظر ایجاد نما و منظرسازی در فضای سبز اهمیت خاص دارد . از لحاظ نیاز به نور حساسیتی زیاذی نشان نداده ولی در صورت وجود نور کافی رشد آن قابل توجه می‌‌باشد . در مجموع گونه های مختلف آن نور پسند هستند .گونه چنار معمولا در صورت وجود رطوبت کافی در هر نوع خاکی که محدودیت شدید از لحاظ عناصر لازم برای رشد نداشته باشد استقرار یافته و به حیات خود ادامه می دهد .از نظر سازگاری به شرایط گوناگون اقلیمی پایه های موجود آن در مناطق مختلف کوهستانی نشانگر بردباری آن به آب و هوای بسیار سرد و تحمل دماهای پائین تا حدود ۱۵ درجه سانتیگراد می باشد . البته لازم به ذکر است که معمولا به سرمای دیر رس بهاره حساس است .

نکته قابل توجه دیگر عدم لزوم انجام هرس در آنست که از نظر اقتصادی با اهمیت می باشد .

چوب بدست آمده از چنار ارزش صنعتی بسیار دارد و از آن در صنایع تهیه روکش ( با توجه به داشتن پره های چوبی زیبا به رنگ قرمز متمایل به قهوهای یا نقره ای در برش شعاعی و که اصطلاحا پرمگس خوانده می شود در این زمینه بسیثار بازار پسند است . این پره ها در مقطع مماسی به اشکال مشخص دیده می شود . ) , مبل سازی , درودگری , در و پنجره سازی , جعبه و قفسه سازی , تهیه ابزار های چوبی , مشبک کاری و … استفاده می گردد .کاشت این گونه در روستاها به صورت انبوه کمک اقتصادی و معیشتی زیادی به ساکنین نموده و بسیاری از احتیاجات آنها را از این نظر تامین نماید

نمای ظاهری و منظر این گونه به صورتی است که جنگل وگونه های جنگلی را تداعی می کند و در پاییز با تغییر رنگ برگها و ارائه طیف وسیعی از رنگ های گرم مناظر بدیعی ایجاد کرده و جلوه وزیبائی خاصی دارد

معایب :

گونه چنار به آب کافی نیاز دارد و معمولا در صورت کمبود از این نظر آسیب پذیر می گردد. بطوری که رشد آنها کاهش یافته و تنه ساقه ناسالم و درننتیجه چوب بدست امده نامرغوب و ازلحاظ اقتصادی کم ارزش خواهد شد . بنابراین کاشت آن ها در کنار نهر ها , جویبارهاو رودخانه ها و مکان هائی که آب کافی در دسترس باشد بیشتر توصیه می شود . ایجاد آلرژی و حساسیت در افراد از طریق برگ ها به ویژه برگ های جوان در بعضی مناطق از دیگر معایب چنار می باشد که بسته به منطقه کاشت میزان آن فرق می کند . در صورت وجود چنین موردی میتوان گونه دیگری را مانند صنوبر برای کاشت انتخاب کرد .از معایب دیگر این گونه درختی سطحی بودن ریشه های أن در پایه های جوان است که مقاومت گیاه را در مقابل باد های شدید و طوفان کاهش می دهد . از این نظر در انتخاب محل کاشت آن بایستی دقت لازم به عمل أید . البته در خاک های با بافت سبک , قابل نفوذ و عمیق که ریشه به راحتی و سریع فعالیت می کند این مسئله کمتر دیده شده و با گذشت زمان , افزایش بنیه و رشد و گسترش سیستم ریشه این مسئله رفع می گردد . ذر چنار قوه نامیه محدود دارد به طوری که در ظرف چنذ هفته بایستی مورد استفاده قرار گیرد . این خود یکی از دلایلی است که در تکثیر آن معمولا از روش قلمه زنی اقدام می شود . بالطبع این خصیصه بر زا آوری طبیعی آن تاثیر سوئ می گذارد .

پراکنش جغرافیائی :

ونه های مختلف چنار از شرق در ولایت کشمیر در هندوستان تا غرب در کشور یونان به ویژه در مناطق کوهستانی پراکنده اند . در فلات ایران بیشه های طبیعی آن ( چنار معمولی ) در حد فاصل کتول در استان لرستان و دامغان مشاهده شده است . در بعضی از منابع آمده است که این گونه بومی اروپای جنوبی ،شرقی وآسیای مرکزی است .ولی پایه های خودروی آن در کوههای بختیاری تا سردشت مشاهده شده است .کجور ،دره هراز ،پنجاب ،رودبار ،خوی ،همدان ،هرسین ،لرستان (شهبازان،سپید دشت،بیشه وگتوند) ،باغ تخت شیراز،غار شاهپور کازرون،کوه نصر کرمان ،راه جرد قم،تربت جام وارتفاعات بین لوشان وعمارلو مناطقی هستند که این گونه دیده شده است ،لازم به ذکر است که در کوه نصر کرمان تا ارتفاع حدود ۲۶۰۰ متر حضور دارد . این گونه به طور کلی در استان های مازندران ، گیلان، آذربایجان ، خراسان ، کردستان ، لرستان , کرمانشاهان , چهارمحال و بختیاری , فارس ، اصفهان وکرمان بیشتر حضور دارد .

خواهش اکولوژیک :

این گونه آب وهوای معتدل را بیشتر می پسندد و در خاکهای لومی عمیق ،غنی ازهوموس ومرطوب به راحتی رشد می نماید .. در اکثر باغ های سنتی این گونه مورد استفاده قرار گرفته و به علت داشتن سطح سایه قابل ملاحظه در اطراف ساختمان ها با نظم خاصی کاشته شده است . گونه چنار در مجموع در خاک های با بافت نسبتا سبک و نیمه سبک ( شنی رسی ) به نحو مطلوب رشد می‌کند. این گونه اغلب روشنائی پسند بوده و با وجود تحمل دماهای پائین نسبت به سرمای نابهنگام و دیر رس بهاره تقریبا حساس است .درخیابان بندی های ایجاد شده در باغ ها این گونه از ابتدا در ورودی در حاشیه ودرکنار جوی ها به طور ردیفی مورد استفاده قرار گرفته است . در حال حاضر بیشتر در فضای سبز پارک ها وحاشیه خیابان ها ومعابر کاشته می شود.

نحوه تکثیر :

بهترین روش ازدیاد گونه های مختلف چنار استفاده از قلمه از پاجوش های یک یا دو ساله است که معمولا به طول ۱۵ تا۲۰سانتیمتر درآبان ماه انجام پذیر می باشد . در بعضی منابع طول قلمه ۳۰ سانتیمتر و زمان کاشت ماه های دی و بهمن عنوان شده است . بدیهی است این موضوع بسته منطقه و وضعیت أب و هوائی فرق می کند . تجارب به دست امده نشان می دهد که انتخاب قلمه از شاخه های جوان , آبدارو رسیده یا پاجوش های سالم یکساله و کاشت آنها در خزانه تا زمان ریشه دار شدن در واقع بهترین راه ممکن به نظر می رسد . زمان کاشت بذر آن از مهر تا اسفند ماه است . تکثیر از این طریق به علت ضعیف بودن نهال های اولیه کمتر متداول است . در صورت استفاده از بذر در تکثیر برای به دست آوردن نتیجه بهتر بذور را در خاک مرطوب در فصل پاییز می کارند .

خواص چوب :

چوب چنار با چوب برون زرد روشن و چوب درون به رنگ های متفاوت ( از زرد روشن تا قهوه ای متمایل به قرمز روشن , خاکستری مایل به آبی و مخلوطی از رنگ های گوناگون ) است . رنگ ظاهری چوب بر حسب نوع خاک و زمان قطع فرق می کند . در درختان مسن رنگ چوب قهوه ای شده و به چوب راش شباهت پیدا می نماید . چوب چنار بدون بو نسبتا سخت با الیاف یک نواخت , با مقاومت به فشار موازی با الیاف زیاد ولی نسبت به فشار عمودالیاف به خصوص در صورت داشتن رطوبت کم مقاومت , و با توانائی و مقاومت متوسط در نگاهداری میخ است . چوب این گونه نرم تر از چوب راش است .ویژگیهای چوب این گونه از لحاظ دوام ،مقاومت به خمش استاتیک ودینامیک بابرخی گونه های جنگلی رقابت می کند ، به طوریکه پایه های قدیمی مصرف شده در ساختمان ها ومنازل بسیار قدیمی هنوز پا برجاست .در صنایع درودگری از قدیم الاایام جهت ساخت درو پنجره و دیگر لوازم مورد استفاده قرار گرفته ونمونه های بسیار قدیمی آن علیرغم گذشت زمان سالم باقی مانده است .قابل توجه اینکه وجود نقش های زیبا به ویژه در برش های چوب آن بسیار بازار پسند است . در اصفهان چوب چنار با توجه به قابلیت های متعدد به خصوص در نجاری به میخ طلائی مشهور است .چوب چنار از لحاظ خواص ماکروسکپی با آوند های همسان , دوایر سالیانه مشخص , پره های چوبی عریض و فراوان که حدود نیمی از سطح مقطع عرضی رامی پوشاند .‍در برش میکرسکپی با آوند های کم و بیش مدور , پارانشیم فراوان به صورت رشته های یک ردیفه کوتاه مماسی یا مایل , فیبر ها با غشائی نسبتا کلفت ,پره های چوبی غیر منظم و نابرابر می باشد .

آفات درخت چنار :

چند نوع کرم ریشه خوار صنوبر , دو گونه زنجرک گل سرخ , شپشک سپر دار واوی نارون , پروانه مینوز چنار , سه گونه پروانه ابریشم باف ناجور ,سه گونه سوسک شاخک بلند سیاه , کنه تار عنکبوتی چنار ,دو گونه سوسک شاخک بلند گل سرخیان , کرم سفید ریشه , سوسک شاخک بلند ارهای , شپشک آرد آلود , چند گونه شپشک سپر دار گلابی , کنه تار عنکبوتی و خرگوش از آفات گونه های چنار به شمار می آیند .

گونه های چنار :

گونه های مختلف شناخته شده گیاه در دنیا عبارتند از :

Platanus orientalis

Platanus digtata

Platanus laciniata

Platanus acerifolia

Platanus palmata

Platanus orientalior

Platanus cuneata

Platanus occidentalus

Platanus vulgaris

Platanus elongata

Platanus racemosa

Platanus x acerifolia

Platanus wrightii

Platanus orientalis x occidentalis

Platanus gentryi

Platanus glabrata

Platanus mexicana var. interior

توضیح :

گونه Platanus acerifoliaهیبرید دو گونه Platanus orientalis , Platanus occidentalis می باشد.

گونه Platanus orientalisبومی جنوب آسیای صغیر، جزایر رودز و سوریه است. در فلسطین و سایر نواحی در منطقه مدیترانه ای کاشته شده است.

گونه Platanus cuneata بومی آسیای صغیر ،ماسه دونیا، یونان،جنوب ایتالیا و سیسیل می باشد.

گونه ‍ Platanus orientaliorبومی آسیای مرکزی (ترکمنستان) بوده و در شمال ایران ، افغانستان و شمال هندوستان(کشمیر) پراکنده است.

گونه Platanus occidentalis بومی اروپا، جنوب شرقی آمریکا و تگزاس می باشد و در اروپای مرکزی و جنوبی و آمریکای شمالی کاشته می شود.

گونه Platanus wrightii بومی آریزونای آمریکا است .

گونه Platanus racemosa بومی آمریکا می باشد و به Western sycamoreمعروف است .

گونه Platanus gentryi بومی ایالت تکزاس و کشور مکزیک است .

گونه های Platanus glabrata ، Platanus mexicana var. interior بومی مکزیک می باشند .

زمین داغ‌ترین ژوئن را از زمان ثبت رکوردها تجربه کرد

دوشنبه - ۱۴ مرداد ۱۳۹۸

داده های تازه نشان می دهد که میانگین دمای زمین در ماه ژوئن امسال به ۱۶.۴ درجه سانتیگراد رسید که یک رکورد تازه به حساب می آید.

سازمان علوم اقیانوسی و اتمسفری آمریکا (نوآآ) گفت که میانگین دما ۱.۷ درجه فارنهایت (۰.۹ درجه سانتیگراد) بالاتر از میانگین قرن بیستم بود.

این دما به خصوص در بخش هایی از اروپا، روسیه، کانادا و آمریکای جنوبی محسوس بود.

گزارش نوآآ در آستانه رسیدن موج شدید گرما به بخش هایی از آمریکا و کانادا منتشر شده بود.

در روزهای شنبه و یکشنبه میلیون ها نفر در آمریکای شمالی در معرض دمای بیش از حد قرار گرفتند به طوری که دما در برخی نقاط به ۴۳.۳ درجه سانتیگراد (۱۱۰ درجه فارنهایت) رسید.

نوآآ در آخرین گزارش خود از دمای ماهانه زمین اعلام کرد که گرمای زیاد ماه ژوئن باعث شده پوشش یخی قطب جنوب به اندازه بی سابقه ای کاهش یابد.

این سازمان گفت که از ده ژوئن داغی که از ۱۸۸۰ تا ۲۰۱۹ اتفاق افتاده است، نه تای آنها مربوط به نه سال اخیر است.

رکورددار قبلی داغ ترین ژوئن مربوط به سال ۲۰۱۶ بود که اکنون شکسته شده است.

سازمان هوافضای آمریکا، ناسا، و سایر گروه ها هم به نتیجه مشابهی در مورد ماه ژوئن امسال رسیده اند.

دانشمندان اخطار می دهند که افزایش دما به دلیل روند تغییرات اقلیمی ادامه خواهد یافت.

کتی دلو اقلیم شناس به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: “زمین دچار تبی شده که به لطف تغییر اقلیمی شکسته نخواهد شد. این آخرین ماه تابستانی ای نخواهد بود که از نظر شدت گرما رکورد می گذارد.”

باغ ایرانی

یکشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

 پیش از اینکه به باغ ایرانی بپردازم. خوب است گفته شود که به طور کلی باغ چیست؟

و هنگامی که واژه باغ را می شنویم، چه مفهومی در ذهن ما پیدا می شود؟ طبیعی است که این مفهوم و این انگاشت نزد مردم مختلف با فرهنگها و در شرایط اقلیمی گوناگون یکسان نخواهد بود.

 به نظر من تعریفی که می توان برای باغ گفت و تا اندازه زیادی فراگیری داشته باشد. اینست: “باغ جایگاهی است برای استفاده انسان که حامل ترکیب عناصر معماری، درختکاری، گل کاری های تزئینی و جلوه آب بوده و در رابطه با سلیقه و فرهنگ مردم و شرایط اقلیمی هر سرزمین شکل گرفته است.”

در این رابطه باغهای گوناگونی بوجود آمده اند که حاصل سلیقه ها و فرهنگ های مختلف و شرایط اقلیمی گوناگون است. و گاه تاثیر عوامل ذکر شده آنچنان متفاوت است که هیچگونه شباهتی در آنها دیده نمی شود. برای مثال در سرزمینی مانند هلند آنقدر آب فراوان است و آنقدر زیادی است که یکی از مسائل باغ ها، دفع آبهای زیادی از باغ است. تا از ایجاد مانداب و گندآب جلوگیری شود. در جای دیگر به مانند ایران آنقدر آب کم است که مقدار اندک آب را با استفاده از روش ها و ابتکارهای زیادی در باغ حرکت می دهند و به نمایش می گذارند.

همچنین تأثیر فرهنگ های متفاوت نتایج متفاوتی ببار می آورد که در این زمینه می توان از باغ های ایرانی، باغهای ژاپنی، انگلیسی و باغهای و … نام برد.

باغ سازی چیست؟ “باغسازی هنر ترکیب عناصر معماری، عناصر گیاهی و نمایش آب است. با یکدیگر، به گونه ای که نتیجه کار با توجه به شرایط اقلیمی، پاسخگوی انتظارها و آرزوهای مردم فرهنگی خاص باشد در مورد باغ”.

هدف باغ سازی: ممکن است اهداف متفاوتی برای ایجاد باغ وجود داشته باشد. مانند باغی که پیرامون قصری را شکل داده است و یا باغی که برگرد آرامگاهی ایجاد شده باشد و یا باغی که برای استفاده همگانی طراحی و ساخته شده باشد.  ولی همواره یکی از اهداف کلی باغ وصول همنشینی با طبیعت است، که به صورت کشتی در نهاد انسان ها وجود دارد. زندگی شهرنشینی انسان را از طبیعت جدا می کند، باغ سازی دعوتی است از طبیعت به درون شهر و جامعه، منتها در این حرکت طبیعت در رابطه با خواسته انسان ها و فرهنگ آنها به گونه های مختلف به نظم کشیده می شود و به صورتی در می آید که نه طبیعت کامل است و نه معماری تنها. بلکه حاصل کار کنار آمدن هر یک از عناصر تشکیل دهنده باغ است به عناصر دیگر.

عناصر تشکیل دهنده یک باغ به طور کلی یک باغ با ترکیب عوامل زیر شکل می گیرد:

۱- زمین- زمین بایستی از لحاظ جنس خاک قابلیت نفوذ آب و حاصلخیزی، مورد بررسی و توجه قرار گرفته باشد.

۲- آب- آب مورد نیاز باغ بایستی افزون بر کفایت از خاصیت استمرار و دائمی بودن برخوردار باشد.

۳- گیاهان- انواع گیاهان تجلی طبیعت اند در باغ که در رابطه با سلیقه و خواست انسان و شرایط اقلیمی به نظم کشیده شده اند.

۴- معماری- معماری عامل شکل دهنده باغ است، در رابطه با زندگی و نحوه تفکر انسان که شامل بناهای موجود باغ، نقشه باغ، محوطه سازی ها، پله ها، حوض ها، آب نماها، حوی ها و فواره ها و عناصر تزئینی معماری است که در باغ از آنها استفاده می شود مانند نیمکت ها، گلدان ها، آلاچیق ها و مجسمه ها و جز آن …

۵-پدیده های فرعی- این پدیده ها نتیجه وجود و یا کاربرد عناصر به کار رفته در باغ است مانند صدای آب، بوی گل ها و یا عواملی هستند طبیعی و در نتیجه احداث باغ و سرسبزی آن به باغ جلب می شوند مانند پرندگان زیبا که صدای چهچهه آنها و زیبایی آنها بر غنا و زیبایی باغ می افزاید.

در نتیجه دو عامل صدا و بوی گل ها را می توان به عناصر سازنده باغ افزود. باغ ایرانیباغ ایرانی را نیز با توجه به تعریفی که در بالا برای باغ آوردم، می توان به صورت زیر تعریف کرد: “باغ ایرانی باغی است که از ترکیب عناصر معماری، درختکاری، گل کاری های تزئینی و جلوه های گوناگون آب به وجود آمده و این شکلگیری در رابطه با فرهنگ و سلیقه ایرانی و با استفاده از عناصر ایران، گیاهان بومی ایران و گل های ویژه سرزمین های با فرهنگ ایرانی باشد.

صرف نظر از ریزه کاری ها و سلیقه های دوره های مختلف تاریخی که در باغ های ایرانی مطرح است، در این بررسی می پردازم به توضیح چهار عنصر تشکیل دهنده باغ، در باغ ایرانی، در ضمن ذکر این نکته لازم است که تمامی دانستنی های لازم در مورد باغ ایرانی را هنوز در دست نداریم.

 ۱- زمین در باغ ایرانی زمینی که برای باغ های ایرانی انتخاب شده است، گذشته از جنس خاک، قابلیت آبیاری و نفوذ به اندازه آب و حاصلخیزی، در بیشتر موارد در زمین شیب داری مانند دامنه کوهستان و یا تپه ها ساخته می شود، تا آب بر آن سوار شود و به سادگی بتوان باغ را آبیاری کرد. در نتیجه باغ های ایرانی در چند سطح و یا کف ساخته شده است و آب پس از جریان یافتن در بالاترین کف و آبیاری آن، به تدریج به روبه های پایین تر راه می یابد. از نیرویی که آب از اختلاف سطح ها کسب می کند. برای براه انداختن آبشارها و فواره ها نیز بهره می گیرند و آب، به خوبی و سادگی در جوی ها و روبه های گوناگون آب جریان می یابد.

 ۲- آب در باغ ایرانی منبع آب- وجود باغ ایرانی همواره متکی بر وجود یک کاریز(قنات) و یا چشمه ای بوده است که به طور دائم آب آن در باغ جریان می یافته است. در بیشتر موارد تاسیساتی که برای تهیه این آب ایجاد شده است. صدها برابر طولانی تر از درازای باغ است. مانند کاریزی که آب را از مادر چاه تا باغ می رساند و به طور معمول آب ابتدا وارد باغ شده و پس از آبیاری کامل باغ آنچه مازاد مصرف باغ باشد، برای مصارف دیگر از باغ خارج می شود مانند باغ فین کاشان، باغ قدمگاه نیشابور و … نتیجه آنکه مساحت باغ در رابطه با میزان آب قرار گرفته و همواره مساحت باغ به اندازه ای است که آب در فصل کم آبی نیز بتواند باغ را آبیاری کند.

-حرکت آب در باغ – از آنجا که ایران سرزمین کم آبی است، (به جز نواحی کنار دریای خزر) با تمام کوشش هایی که برای تامین آب به وسیله کاریزها یا قنات ها به عمل آمده است، باز میزان آب از اندازه معینی تجاوز نمی نماید. کمبود آب میل ایرانی را به تماشای بیشتر آن می افزاید و درنتیجه طراحان باغهای ایرانی همواره با ابتکارهای گوناگون کوشش نموده اند تا آب را هرچه بیشتر در باغ نگه داشته و با گردش و حرکت دادن بیشتر به آن، هر چه بیشتر آن را به تماشا بگذارند. برای اینکار از آب نماها- حوض ها- استخرها – جویبارها- آبشارها- آبگردون ها و فواره های گوناگونی با طرح ها، اندازه ها و میزان جهش آب استفاده نموده اند و نتایج درخشانی برای زیباتر نمودن باغ و ایجاد صداهای متنوعی از آب در باغ و نمایش پرحجم تر آب حاصل شده است. – صدای فواره های گوناگون باغ های ایرانی ضمن اینکه طرح و حجم آنها فضای باغ را شکل می دهند، شنیدنی است. به ویژه آنکه در هر حرکت آب در جوی ها، فواره ها و آبشارها زمزمه خاصی از صدای آب به گوش انسان می رسد. نمونه بسیار خوب در این مورد، باغ فین کاشان است که در هر گونه و گذر این باغ با صدایی خاص به گوش می رسد و هر یک از این صداها به نوعی انسان را آرام و سرگرم می کند. – حرکت آب در جویها نیز روشی است برای نمایش بیشتر آب در باغ ایرانی. در این مورد کوشش می شود مسیرهای طولانی تری برای آب انتخاب شود. – زمانی که آب جویها از سطح بالاتر به سطح پایین تر می ریزد طبیعی است که آبشار به وجود می آید. ولی چون میزان آب بسیار کم است، ریزش آبشارگونه آب جالب توجه نخواهد بود. برای حل این مسئله به جای ریزش فرودی آب آن را در سطح شیب داری به جریان می اندازند. منتها به جای سطح صاف جوی ها که با سنگ ساخته شده است، در این شیب ها تراش هایی در سنگ می دهند که به سینه کبوتری معروف است. آب بسیار کم با جریان یافتن در این سطوح بسیار پرحجم به نظر می آید و به علاوه صدای زیادی نیز ایجاد می کند. این راه حل و این طرح یکی از ویژگی های مهم و بارز و جالب باغهای ایرانی است که در بسیاری از باغهای ایرانی وجود دارد. مانند: باغ چهلستون در شهر اشرف (بهشهر) – باغ قدمگاه نیشابور- باغ تاج آباد در اصفهان و باغ دولت آباد یزد.

– حوض و استخر به انداره های متفاوت در باغ ایرانی ساخته شده است. حوض و استخر در قسمتهای مختلف باغ، در مقابل ساختمان با کوشک میان باغ و در فضای داخلی وجود دارد. مثال خوب در این باره باغ فین کاشان است و باغ دولت آباد یزد به لحاظ داشتن حوض های گوناگون در داخل بنا. – تصویر بنا در داخل حوض چه در داخل و خارج آن و یا تصویر درختان در آب همواره مورد پسند و توجه ایرانیان بوده است. – آب همواره از فواره حوض وارد حوض می شود و پس از سرریز شدن در جویهای باغ حرکت کرده به آبشارها می رسد و در جویهای رویه پایین ر جریان می یابد.

۳- گیاهان در باغ ایرانی گیاهان در باغ ایرانی با هدف ایجاد سایه- برداشت محصول و تزیین کاشته می شوند حجم اصلی گیاهان متوجه درختان سایه دار و محصول دار است و گل ها و گیاهان تزیینی به میزان کمتری در باغ ها وجود دارند. گیاهان را می توان در سه گروه تقسیم کرد که شامل درختان- بوته ها و گل های تزیینی است. الف- درختان برای ایجاد سایه در باغهای ایرانی از درختان سایه افکن مانند بید- چنار- نارون و مانند آن استفاده شده است و برای کمک بیشتر به ایجاد سایه گذرگاههای باغ ها را باریک انتخاب نموده اند تا سایه درختان دو طرف همه سطح گذرگاه ها را بپوشاند.

در محورهای اصلی باغ بیشتر از ردیف درختان سرو و چنار استفاده شده است و نیز در موارد زیادی یک در میان سرو و چنار کاشته شده است. تغییر شکلی که درختان چنار در چهار فصل سال از نظر رنگ برگها و یا ریزش آنها دارند، در مجاورت درختان سرو که همواره برگ داشته و سبز رنگ هستند، تنوع زیادی در رنگ و طرح و حجم باغ ایرانی به وجود می آورد. بهار و پاییز بسیار زیبایی دارند و در فصل زمستان وجود درختان سرو باغ را سرسبز نگه می دارند. – به جز محور اصلی بقیه رویه های باغ را باغچه هایی شکل می دهد که پر از درختان میوه است، که به صورت منظم کاشته شده اند.

علاوه بر سرو و چنار درختان دیگر مانند تبریزی، کاج، بید و بیدمشک، افرا- زبان گنجشک، نارون و صنوبر در باغهای ایرانی کاشته شده است منتها درختان سرو و چنار و تبریزی بیشتر مورد علاقه ایرانیان بوده است. درختان تبریزی که به سرعت رشد می کنند چوبشان در ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد اما درخت سرو به لحاظ زیبایی دائمی و تناسب و کشیدگی اش محبوب مردم ایران است. و شعرا در وصف آن بسیار سروده اند و زیبایی آن را الگو قرار داده و به آن تشبیه کردهاند، مانند قد سرو. بررسی محل کشت این درختان در باغهای ایرانی کار تحقیقی است جداگانه که دراین اندک نمی گنجد. – درختان میوه با تنوع زیاد و مرغوبیت در باغ های ایرانی کاشته می شوند که از آن جمله است: زردآلو- گوجه- گیلاس- گلابی- سیب- به – هلو- انجیر- پرتقال- لیموترش- لیموشیرین- توت- انار- انواع انگور و … ب- بوته ها این دسته از گیاهان باغهای ایرانی شامل انواع گل سرخ و انواع یاس ها است. همانطور که گفته شده محبوب ترین درخت نزد ایرانیان سرو است. گل سرخ محبوب ترین گل باغهای ایران است. به طوری که کلمه گل در فارسی معنی گل ســـرخ و هم معنی مطلق گل را دارد. لفظ گل در ترکیب های دیگــری نیز به چشم می خورد مانند گلستان(یعنی باغ گل سرخ)، گلشن و گلزار به معنی باغ گل به کار می رود.گلکشت به معنی تفرجگاه- گل کاری یعنی ایجاد باغچه و یا تپه گل و حتی صدای بلبل را گلبانک می گویند.گل سرخ را آنطور که شاردن می گوید “پنج رنگ است. سفید، زرد، سرخ، سرخ اسپانیایی و سرخ خشخاشی و گل سرخ های دو رنگ که گلبرگ های آن یکرو سرخ و روی دیگر زرد است و بوته هایی نیز دارای گل های زرد و سفید- و زرد و سرخ است که بر روی یک پایه می روید”.متأسفانه گونه های مختلف گل سرخ که بسیار معطر نیز بوده اند و باغهای ایرانی را معطر می ساخته اند و یا برای تهیه گلاب و عطر از آنها استفاده می شده به ندرت به جای مانده و یا دست کم در ایران بسیار کم است. تنها گل گلاب به میزان قابل توجهی کشت می شود و معروفترین جایی که گل گلاب برای گلاب گیری پرورش می یابد نواحی قمصر و نیاسراست از کاشان.

ایرانیان گل ها را به همان حالت شاداب و طبیعی که دارند می پسندند و هیچگاه به دنبال پیوند کردن و یا ترکیب آنها نبوده اند. – گل های بوته ای دیگر انواع یاس ها هستند که از آن جمله می توان، یاس سفید- یاس بنفش- یاسمن- یاس زرد و غیره را نام برد. همچنین انواع نسترن ها از این گروه می باشند. – نقاشی انواع گل ها یکی از هنرهای مورد علاقه ایرانیان بوده است و این هنر در دوران تیموری و صفوی رایج بوده و به ویژه در دوران قاجار بیشتر معمول گردیده به طوری که روی جلد کتاب ها و روی قلمدان ها را با تصویر گل ها نقاشی نموده اند. ج- گل های تزیینی گل های تزیینی بیشتر در باغچه های جلو ساختمان و در محور ورودی و یا محورهای اصلی که متوجه بناست کاشته می شوند. از گل هایی که بیشتر مورد توجه ایرانیان بوده است. شاردن و برخی از جهانگردان نام برده اند به قرار زیر: بنفشه- سوسن با رنگهای مختلف – سنبل سفید و آبی- قرنقل- سنبل خوشه¬ای- زنبق- انواع لاله- میخک پرپر- میخک کم پر- گل شبو- زبان پس قفا- گل مریم- همیشه بهار- تاج خروس(بستان افروز) ختمی- خیری- نیلوفر- گل گندم- گل خشخاش- گل پامچال- گل زعفران- نرگس زرد- گل نسرین- (یونجه نیز به جای چمن امروزی محوطه ای بزرگ زیر درختان و میان کرت را سر سبز نگه می داشته است.

۴- معماری در باغ ایرانی از دوران پیش از اسلام باغ های ایرانی اطلاعات کافی در دست نیست. آثاری که موجود است بیشتر جوی ها و حوض ها را نشان می دهد و این روش همان است که پس از این دوران در دوران اسلامی نیز ادامه یافته است. باغ های ایرانی، به جز آنهایی که برای فضا و محوطه آرامگاه ها ایجاد شده اند و جنبه عمومی دارند. همواره به صورت باغی محصور و متعلق به پادشاهان و ثروتمندان بوده است و باغ جنبه خصوصی داشته است. من تنها یک باغ را می شناسم که در برخی از روزهای هفته برای استفاده عموم باز بوده است و آن باغ هزار جریب است در اصفهان و در زمان صفویه، بنابر این باغ جنبه خصوصی دارد. به این دلیل تا اندازه قابل ملاحظه ای می تواند از نظر طرح و سلیقه در رابطه با خواست و سلیقه صاحب باغ باشد با این وجود فرهنگ و فرهنگ معماری در هر دوره غالب بر مشی خصوصی است و سلیقه اشخاص نیز در قالب فرهنگ جاری در دوره شکل می گیرد.

مهمترین ویژگی معماری در باغ ایرانی تلفیق بنا و باغ است و این دو گاه آنچنان به هم آمیخته اند که نمی توان احساس کرد که کجا باغ سازی خاتمه یافته و کجا آغاز شده است. این رابطه و این آمیختگی به وسیله ایجاد ارتباط های فضای و ارتباط عناصر تشکیل دهنده باغ صورت می پذیرد. بنا در باغ ایرانی فضای باغ را مجزا نمی کند و دید انسان از آن می گذرد و با بقیه قسمتهای باغ رابطه پیدا می کند. هم چنین فضای باغ بداخل بنا راه می یابد و حد فاصلی به وجود نمی آید.

آب از داخل بنا به طرف باغ جریان می یابد و در باغ امتداد پیدا می کند. تصویر بنا در آب خود یک نوع تداخل و آمیختگی باغ و بناست که یکی از نکته های مهم در باغسازی ایرانی است. بسیاری از باغ های ایرانی بنایی در قسمت ورودی دارند که به آن ساختمان سردر می گویند و کوشک و یا بنایی در میان باغ وجود دارد. بقیه قسمتهای باغ را اختلاف سطح ها، پله ها، جویها، استخرها و فواره ها شکل می دهند گرچه اصول کار در آنها یکی است ولی از تنوع بسیاری برخوردارند. شکل حوض ها و استخرها بسیار متنوع است. باغ فین کاشان یکی از نمونه های خوبی است که هنوز وجود دارد. نفشه باغ ایرانی از تعدادی خطوط و محورهای اصلی تشکیل شده که بیشتر باغ را به چهار بخش تقسیم می کند به طوری که کوشک در میان آن قرار دارد و سپس هر بخش به قسمتهای کوچکتری تقسیم می شود. این شیوه کار ریشه در فرهنگ بسیار دور ما دارد. تقسیم فضا به چهار بخش به مناسبت چهار عنصر مقدس، معمول بوده است.

آب، آتش، خاک، باد. از سه هزار سال پیش بنا به گفته مورخان یونانی پیرامون خانه های بیشتر ایرانیان را باغ هایی در بر گرفته بود که به آنها پردیس می گفته اند. در لغتنامه دهخدا پردیس گرفته شده از زبان مادی (پارادائز) و از همین واژه لغت پالیز فارسی امروز نیز گرفته شده است. این واژه در اوستا نیز آمده و از دو جزء تشکیل شده به معنی پیرامون که به معنی انباشتی و دیوار کشیدن بوده، که بر روی هم به معنی گل و درخت کاری پیرامون ساختمان بوده است. همین واژه به دیگر نقاط جهان رفته و واژه پارادایز، به معنی بهشت و باغ از همین واژه است.