ترانه دگر هیچ از دومان شریفی

شنبه - ۱۸ مرداد ۱۳۹۹

برای متن آهنگ دومان شریفی به نام دگر هیچ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

متن ترانه دومان شریفی – دگر هیچ

خواهم که شب جمعه ای از خانه ی غمبار
آیم به در صومعه ی زاهد
در بشکنمو از پس هر پرده ی زرغی
بیرون فکنم از دل او صد بت پندار
بر تن درمش خرقه ی سالوس و از آن زیر
آرم به در صومعه صد حلقه زنار
مردان خدا رخت کشیدند به یک بار
چیزی به میان نیست بجز جبه و دستار

رندانه خرابات سر و زر نشناسن
چیزی بجز از باده و ساغر نشناسن
بیخود شده و برده وجودو عدم از یاد
درویش ندانند و توانگر نشناسن
قتلی که بغلطید شناسندو دگر هیچ
دور فلکو گردش اختر نشناسن
یابند که در ظلمت می خانه حیات است
آن چشمه که میجست سکندر نشناسن
تکست آهنگ دگر هیچ از دومان شریفی

می خوردن ما عذر سخن کردن ما خواست
ما گوشه نشینان خرابات الستیم
تا بوی می هست در این میکده مستیم
برمست نگیرن سخن مردم هوشیار
هوشیار شود هرکه در این میکده مست است
اما دگرانن چنین مانع چنانی
رندانه خرابات سر و زر نشناسن
چیزی بجز از باده و ساغر نشناسن
رندانه خرابات سر و زر نشناسن
چیزی بجز از باده و ساغر نشناسن
بی خود شده و برده وجودو عدم از یاد
درویش ندانندو توانگر نشناسند
قتلی که بغلطید شناسندو دگر هیچ
دور فلکو گردش اختر نشناسن
یابند که در ظلمت می خانه حیات است
آن چشمه که میجست سکندر نشناسن

شما هم نظری ارسال کنید

ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.